• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 6088
  • يکشنبه 1385/12/13 ساعت 13:31
  • تاريخ :

سید موسی زر آبادی قزوینی

آیةالله سید موسی زرآبادی قزوینی

 ولادت

تحصیل

رویای صادق

برخی شاگردان

تألیفات

اخلاق و عمل

در قلمرو سیاست و اجتماع

وفات

 

عالم ربانی و متألّه قرآنی، حضرت آیه الله، سید موسی زرآبادی از عالمان جامع معقول و منقول و ذوفنون از نوادر روزگار و از متوسلان واصل، و از مستنیران انوار ولایت، و از عابدان و زاهدان و پرهیزكاران بی‌نظیر، و بالغ در سعادت، و نمونه كامل یك تربیت یافته در مكتب قرآنی در علم و عمل می‌باشد.

ولادت

مرحوم سید در سال 1294 هـ ق. در قزوین دیده به جهان گشود. مادر وی بانویی صالحه و دختر یكی از علمای قزوین بود. و پدر او حجت الاسلام و المسلمین سید علی زرآبادی قزوینی (م: 1318 ق) از عالمان وارسته و فاضل و اهل معانی و حقایق بی شمار بود.

تبار و نسب سید، به شهید اهل البیت زید بن علی بن الحسین ـ علیه السلام ـ می‌رسد؛ بدین گونه سید موسی زرآبادی از سادات حسینی است، چنان كه نقش مهر ایشان «موسی الحسینی» بوده است.[1]

اجداد ایشان همگی از علما و مروّجین دین مبین بوده‌اند كه به بعضی از آنان اشاره می‌شود:

1. میرفاضل حسینی زرآبادی (م: 1195 ق)

2. حاج میر بابا، فرزند میر فاضل حسینی (م: 1212 ق)

3. سید میر بزرگ، فرزند میر بابا (م: 1230 ق)

4. سید مهدی، فرزند میر بزرگ (م: 1270 ق)

5. سید علی، فرزند سید مهدی (م: 1318 ق)

مرحوم آقا موسی برادر بزرگواری دارد كه از علمای بزرگ و خطبای زمان خود بوده، نامش سید مهدی راشد زرآبادی است.

این عالم بزرگ بعد از رحلت آقا سید موسی زرآبادی، به جای برادر، اقامه نماز جماعت را در مسجد مرحوم سید علی به عهده می‌گیرد، و حدود چهل و شش سال در آن جا به ترویج دین و نماز اشتغال می‌ورزد.[2]

تحصیل

سید موسی زرآبادی، مقدمات و سطوح عالیه را در قزوین و تهران آموخت.

از جمله استادان وی در فقه و اصول ـ در قزوین ـ فقیه محقق، حضرت آیه الله حاج ملا علی اكبر ایزدی سیادهنی تاكستانی (م: 1340 ق) است، كه سید تقریرات ایشان را نوشته است.

استادان وی در تهران عبارتند از:

1ـ فیلسوف فاضل، میرزا حسن كرمانشاهی (م: 1336 ق)

وی از شاگردان فیلسوف و حكیم عالیقدر، مرحوم میرزا ابوالحسن جلوه است، و از اركان انتقال فلسفه به طبقات متأخّر به شمار می‌رود. ایشان شاگردان بسیاری تربیت نموده كه از جمله آنها فیلسوف فاضل «سید موسی زرآبادی» است.[3]

این حكیم عالیقدر كه تدریس شفای ابوعلی سینا در تهران بدو منتهی گشت، پس از حدود 85 سال عمر با بركت، در سال 1336 ق دیده از دنیای فانی بربست و به سرای باقی شتافت.[4]

2ـ فیلسوف و عارف، سید شهاب الدین شیرازی (م: 1320 ق)

3ـ فیلسوف و عارف، شیخ علی نوری حكمی (م: 1335 ق)

4ـ عالم بزرگوار، شهید شیخ فضل الله نوری (شهادت: 1327 ق).

رؤیای صادق

شخصی در عالم رؤیا نزدش حاضر می‌شود و می‌گوید: آقا موسی، ناراحت نباش! هر سؤالی داشتی از من سؤال كن تا جواب بدهم. هر موقع برای شما سؤالی پیش آمد همین قدر كه بخوابی من نزد تو حاضر می‌شوم

 و به این ترتیب استاد از رنج سؤال آسوده و راحت می‌شود و به مقصود خود نایل می‌گردد و پیشرفت می‌كند.

«گفته‌اند وی در كار تحصیل علم همّتی والا داشته است و تلاشی بسیار. برخی از همدرسان او ابراز داشته‌اند كه هر موقع از شب كه بیدار می‌شدیم چراغ اطاق سید روشن بود.»[5]

برخی شاگردان

مكتب سید موسی زرآبادی، آمیخته‌ای از علم و عمل (تزكیه و تعلیم) بوده است. علم و معرفت بر اساس علم قرآنی خالص و عمل دقیق طبق موازین شرع بوده است،

سید در عین اطلاع كافی و عمیق از فلسفه و عرفان و تدریس آنها، خود از اركان بزرگ «مكتب تفكیك» به شمار می‌آید.

 ایشان درباره عمل (تهذیب نفس و تقوا) نیز تأكید بسیار داشته است. و این تقیّد به دستورات شرع و موازین آن، تأثیر فراوانی در ساختن متألهانی بزرگ، و متعقّلانی سترگ، هم چون: شیخ مجتبی قزوینی خراسانی (م: 1386 ق) و شیخ علی اكبر الهیان تنكابنی (م: 1380 ق) و امثال این بزرگان داشته است. و هر كس از این دو عالم مذكور شناختی داشته باشد، مطالب ما را به خوبی در می‌یابد.[6]

1. شیخ هاشم قزوینی (م: 1339 ش).

این عالم متفكر و زاهد با تقوا در سال 1270 ش. در یكی از آبادی‌های اطراف قزوین دیده به جهان گشود.

مقدمات و ادبیات را در قزوین نزد اساتید آن روز فراگرفت و پس از تكمیل ادبیات نزد استادان معروف قزوین، (حضرت آیه الله حاج ملاعلی طارمی و حضرت‌ آیه الله آخوند ملا علی اكبر)، سطوح عالیه فقه و اصول را خواند. و در همین شهر فلسفه اشراق و مشّاء را نزد استاد عالیقدر خود، مرحوم علامه سید موسی زرآبادی آموخت. آن گاه برای تكمیل مدارج علمی به اصفهان عزیمت نمود و نزد استادان آن دیار، مرحوم آیه الله حاج محمد ابراهیم كلباسی، و آیه الله شیخ محمد حسین فشاركی كسب فیض كرد، و بعد از شش سال به وطن بازگشت، امّا باز هم شوق به كسب علم وی را مایل به مهاجرت به مشهد مقدس نمود، و در آن جا از محضر حضرت آیه الله حاج آقا حسین قمی و آیه الله میرزا محمد آقازاده خراسانی (فرزند آخوند خراسانی، صاحب كفایه) و آیه الله آمیرزا مهدی اصفهانی كسب كمال نمود و از دو استاد اخیر به اجازه اجتهاد مفتخر گردید، و همین اجازه از طرف حضرت آیه الله سید ابوالحسن اصفهانی حاشیه زده شد و تأیید گشت.

سرانجام این عالم جلیل القدر پس از 69 سال عمر با بركت، در سال 1339 هـ. ش دنیا را بدرود گفت و در جوار حضرت رضا ـ علیه السلام ـ به سرای باقی شتافت.[7] و در آن بارگاه ملكوتی به خاك سپرده شد.

2. حضرت آیه الله حاج شیخ علی اكبر الهیان تنكابنی قزوینی (م: 1380 ق).

این عالم ربانی، فرزند شیخ محمد تقی تنكابنی (یكی از علمای وارسته و فقهای زمان خود و از شاگردان میرزای بزرگ شیرازی) است.[8] آقا الهیان در سال 1305 ق، در خانواده‌ای از اهل علم و فضیلت در قزوین تولد یافت، مقدمات را نزد اساتید قزوین فراگرفت و برای كسب تحصیلات عالیه رهسپار حوزه علمیه تهران شد، و سپس به قزوین برگشت و از محضر مربی بزرگ و ذوالفنون عصر خویش، ‌علامه كبیر حضرت سید موسی زرآبادی كسب فیض نمود، و عرفان و علوم غریبه را نیز نزد ایشان آموخت و سالها در عرصه تهذیب نفس و سلوك شرعی و ریاضت زحمت كشید و به مقامات عالیه‌ای رسید و در شمار بزرگان و عالمان باطن در آمد.

مرحوم آقای الهیان، به تربیت شاگردان و تدریس نیز اهتمام داشت و همان شیوه مرحوم استادش را ادامه می‌داد. این عالم بزرگ با افاضل و اساتید هم عصر خویش در مسائل فلسفی بحث و نقدهایی بسیار داشته است. از شاگردان برجسته ایشان می‌توان به آیات عظام: حاج سید جلیل زرآبادی، حاج سید احمد حاج سید جوادی (مشهور به حاج آقا عماد)، حاج سید محمد خوئینی‌ها، حاج سید محمد كاظم احدی و حاج سید محمد موسوی گرمارودی اشاره كرد. سرانجام این عالم ربانی در ماه رجب 1380 ق، دعوت حق را لبیك گفت و جان به جان آفرین تسلیم نمود و در وادی السلام قم به خاك سپرده شد.[9]

3. حضرت آیه الله حاج شیخ مجتبی قزوینی (م: 1386 ق = 1346 هـ. ش).

این عالم بزرگوار، در سال 1318 ق در قزوین متولد شد. پدر وی، مرحوم حاج میرزا احمد تنكابنی از عالمان وارسته و از شاگردان و خواصّ عالم عابد و متّقی بزرگ، حاج میرزا حسین تهرانی (معروف به حاج میرزا حسین حاج میرزا خلیل ـ یكی از سه عالم معروف در اقدامات آزادیخواهی و مشروطیت) بود.

مرحوم شیخ مجتبی قزوینی پس از تحصیلات مقدماتی در سنّ جوانی به همراه پدر بزرگوار خود به نجف اشرف می‌رود، و حدود 7 سال از محضر استادان و علمای آن دیار كسب فیض می‌كند.

4. حجه الاسلام و المسلمین، حاج شیخ علی اصغر شكرنابی قزوینی، مشهور به «وحدتی».

این عالم ربانی از اعاظم علما و دانشمندان عصر خویش در علوم خفیّه بود. وی در سال 1295 ق در روستای شكرناب قزوین متولد شد، و پس از كسب مقدمات و علوم متداول از پدر بزرگوارش و استادان آن زمان، عازم عتبات عالیات شد، و در كاظمین از محضر پرفیض آیه الله شیخ محمد حسین همدانی كاظمینی (م: 1361 ق) استفاده نموده و بر اثر رؤیایی كه در كاظمین دیده بود، ‌به جستجوی استاد و راهنمای خود به شهرهای مختلف مسافرت نمود، تا این كه در قزوین با مرحوم آیهالله العظمی سید موسی زرآبادی آشنا گردید، و در زمره شاگردان آن بزرگوار قرار گرفت و تا آخر عمر استاد ملازم ایشان بود. از این عالم ربانی كتب و وسایلی در علوم مختلف مانند جفر و رمل و صنعت و اسماء الله باقی مانده است كه تمام آنها را از استاد خود آیه الله آقا موسی زرآبادی آموخته بود.

سرانجام این عالم بزرگوار در سال 1357 ق، مصادف با 1316 هـ. ش وفات نمود و بنابر وصیت خودش در جوار تربت استاد بزرگوارش مرحوم زرآبادی در صحن امام زاده حسین ـ علیه السلام ـ ـ قزوین ـ به خاك سپرده شد.[10]

5. آیه الله حاج میرزا رحیم سامت (دام ظله):

ایشان شیخ العلمای قزوین است. در سال 1321 ق در خانواده‌ای اهل علم و فضیلت دیده به جهان گشود. وی پس از تحصیل علوم جدیده وارد حوزه علمیه قزوین شد و پس از آموختن مقدمات و سطوح نزد استادان در شهر قزوین مخصوصاً حضرت آیه الله سید موسی زرآبادی و حاج شیخ علی اكبر الهیان، عازم حوزه مقدسه قم گردید و از محضر استادان آن حوزه بهره‌مند شد. سپس جهت تكمیل تحصیلات به اصفهان سفر نمود و از محضر دانشوران بزرگوار آن شهر مستفید گردید و باز به قم برگشت و با تشویق استادانش عازم حوزه علمیه نجف اشرف شد و از محضر مراجع عظام: سید ابوالحسن اصفهانی، حاج آقا ضیاء الدین عراقی، حاج میرزا محمدحسین نائینی، حاج شیخ محمد حسین كمپانی غروی و میرزا ابوالحسین مشكینی صاحب حاشیه بر «كفایه الاصول» استفاده نمود و بعد از ده سال، از نجف به وطن و مسقط الرأس خویش ـ قزوین ـ برگشت و این شهر را از وجود پرفیض و بركت خود بهره‌مند نمود.

6. حجه الاسلام و المسلمین، حاج سید ابوالحسن حافظیان خراسانی.

مرحوم حافظیان (1282 ـ 1360 ش) در مشهد مقدس در خاندان سیادت و تقوا دیده به جهان گشود. در آغاز تحصیل، به فراگرفتن ادبیات، ریاضی، طب قدیم، نجوم، هیئت، فقه و اخلاق پرداخت، لیكن به زودی وارد ریاضت و تحصیل علوم غریبه گشت و از برخی استادان بزرگ همچون مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی معروف به «نخودكی» بهره‌مند گردید. ایشان تحصیل خود را در حجره‌ای در مدرسه میرزا جعفر و عبادات و ریاضات خود را در یكی از حجره‌های فوقانی صحن عتیق رضوی (صحن انقلاب) انجام می‌داد. وی از بزرگان اهل نفس و دعا و استاد مسلم علوم غریبه بود. مرحوم حافظیان در حوزه مشهد با كسانی چند دوست گشت از جمله مرحوم حاج شیخ مجتبی قزوینی و همین دوست بود كه با ذكر مقامات و كرامات و علوم سید موسی زرآبادی، وی را متوجه آن مربی كامل كرد. وی باعث شد تا به همراه حاج شیخ مجتبی قزوینی در سال 1348 ق، به قزوین سفر كند و به محضر حضرت سید نیز برسد و به كسب مسائل و مراحلی بس مهمتر ـ كه تا آن هنگام بدان نرسیده بود ـ نایل آید. از آثار ایشان یكی «لوح محفوظ» است و دیگری كتابی در شرح آن و نیز «لوح جنه الاسماء» كه گمان نمی‌رود كسی تاكنون این لوح را به این صحت و كمال و زیبایی نوشته باشد و در مورد رموز علمی و خواص روحانی این الواح باید در جای خود سخن گفته آید.[11]

7. سید محمد تقی معصومی اشكوری.

این عالم ربانی و متألّه قرآنی نیز از شاگردان و تربیت یافتگان محضر معلم كامل و واصل مرحوم آیه الله آقا سید موسی زرآبادی و میرزا مهدی اصفهانی (1303 ـ 1365 ق) است.

مرحوم اشكوری در سال 1312 ق، در اشكور دیده به جهان گشود و در ماه رجب 1356 ق در قریه ییلاقی شوئیل از قرای اشكور در سنّ 44 سالگی رحلت نمود، و طبق وصیت او بعدها جنازه وی را به مشهد مقدس منتقل و در قبرستان معروف به گُلشور به خاك سپردند، كه اكنون قبر ایشان در پایین خیابان مشهد، نزدیك پنج راه، مشخص و نرده‌كشی شده است.

مرحوم سید از محضر استاد بزرگواری همچون حاج شیخ عباس محدث قمی، صاحب «مفاتیح الجنان» بهره‌مند شد و از وی اجازه روایتی دریافت نمود و همچنین از حضرت آیه الله میرزا مهدی اصفهانی كه استاد فقه و اصول و معارف وی بود، در تاریخ 19 شوال 1347. ق، اجازه حدیث و روایت دریافت كرد.

ایشان از محضر استادان دیگری همچون حاج آقا حسین قمی و حاج میرزا محمد آقازاده خراسانی، نیز بهره‌مند شد. و با مرحوم شیخ علی اكبر الهیان و حاج شیخ مجتبی قزوینی و سایر علما مراوده علمی داشت. وی معلمی اخلاقی برای جامعه خود بود و به فقرا و مستمندان كمك می‌كرد و در نهایت قناعت زندگی می‌نمود، ایشان از علمای صاحب نفس و كرامات بود كه در محل خودش باید بیشتر به آن پرداخته شود.[12]

تألیفات

از مرحوم سید موسی زرآبادی آثار و نوشته‌هایی بر جای مانده است. و جالب توجه است كه با اشتغال بسیار به عبادت و ریاضات شرعیه و عمل به مستحبات و ختومات و اوراد مأثوره و تفكرات و تعقلات و جلسات ممتد و تدریس و تربیت شاگردان و گاه اقامه جماعت و اشتغال به علوم غریبه و تبحّر در آنها، باز هم به تألیف آثاری توفیق می‌یابد.

از تألیفات ایشان:

1. تقریرات فقه و اصول.

2. تعلیقه بر بخشی از رسائل.

3. حاشیه بر كفایه الاصول، ج 1 و 2.

4. حاشیه بر مطوّل، بخش علم بیان.

5. حاشیه بر منظومه سبزواری (1).

6. حاشیه بر منظومه سبزواری (2).

7. حاشیه بر شرح اشارات (بخش الهیات).

8. حاشیه بر منطق اشارات.

9. شرح سلامان و آبسال ابن سینا.

10. رساله اعتقادات (عربی).

11. رساله اصول دین (فارسی).

12. رساله‌ای در توضیح حدیث ما الحقیقه.

13. رسائل و مجالس در موعظه و اخلاق

14. رساله‌ای مختصر درباره «مشروطیت».

15. رسائل و نسخه‌هایی مهم در انواع علوم غریبه.

امید است در آینده كتابهای این عالم بزرگ به زیور چاپ در آید تا همگان بهره‌مند شوند.

اخلاق و عمل

مرحوم سید در مراحل تقوا و تهذیب نفس و سلوك شرعی، از نخبگان عصر خود بود. در این مورد نیز (مانند علوم خفیّه) مربیان و استادان وی بر ما معلوم نیست؛ شاید توجه او به این مراحل، ‌به اشاره پدرش كه اهل این معانی بوده است پدید آمده باشد. گفته‌اند كه سید از ابتدای نشو و نمای خویش مراقبت شدیدی در انجام واجبات و پرهیز از محرمات داشته و گاه تمام مستحبات شرعی را انجام می‌داده است. و این امر زبانزد مردم بوده است.

از مرحوم سید نقل شده است كه فرمود:

«در روزهایی كه در قزوین امام جماعت بودم مدتی به سیر و سلوك پرداختم و به قدری پیش رفتم كه پرده‌ها از جلو چشمم برداشته شد. دیوارها در برابر من حائل نبود، وقتی كه در خانه نشسته بودم رهگذرها را در كوچه و خیابان می‌دیدم، روزی به من گفته شد: «حالا كه به این مقام رسیده‌ای اگر بخواهی به مدارج بالاتر و مقامات والاتر برسی، یك راه دارد و‌ آن ترك اعمال ظاهری است!!!».

گفتم: این اعمال ظاهری با دلائل قطعی و براهین مسلم شرعی به ما ثابت شده است. من هرگز تا زنده‌ام آنها را ترك نخواهم كرد.

گفته شد: در این صورت همه آنچه به شما داده شده از شما سلب خواهد شد.

گفتم: «به جهنم».

از همان لحظه آن حالت از من سلب شد و یك فرد عادی شدم، دیگر از آن كشف و شهود هیچ خبری نبود. در آن هنگام متوجه شدم كه شیطان از این اعمال ظاهری، با آن همه نقشی كه دارد شدیداً در رنج و عذاب است. و لذا تصمیم گرفتم كه با تمام قدرت ـ علاوه بر واجبات ـ به اعمال مستحبی روی بیاورم و در حدّ توان چیزی از مستحبات را ترك نكنم. از فضل پروردگار در پرتو التزام به شرع مبین، حالاتی به من دست داد كه حالات پیشین در برابر آن ناچیز بود.»[13]

آری سید خیلی مراقبت در كردار و گفتار داشتند، حتی بنا به نقل مرحوم حاج شیخ مجتبی قزوینی در جلسه درس، «مرحوم سید گاهی فرزند خردسال ایشان فضولی می‌كرد، ایشان با اشاره به قلمتراشی كه در پیش رو داشت، می‌گفتند: آقا ... بنشین این قلمتراش گوش را می‌برد. یعنی حاضر نبودند برای آرام كردن و ساكت نمودن فرزند مثل بقیه مردم بگویند: بنشین، گوشت را می‌برّم.»

در قلمرو سیاست و اجتماع

سید موسی زرآبادی با وجود همه آن اشتغالات ظاهری و باطنی، به امر مشروطیت (كه در زمان وی پدید آمد) توجه می‌كند و رساله‌ای درباره فواید آن می‌نگارد. در نوشته‌ای كه فرزند ایشان به اینجانب داده‌اند، چنین آمده است:

«و ظاهراً مرحوم سید در اوائل مشروطیت طرفدار آن بوده و حتی رساله‌ای ـ حدود ده صفحه ـ در مدح آن نگاشته كه موجود است؛ ولی بعدها بر اثر بروز انحرافاتی در نهضت مزبور از مخالفان جدی آن گردید.»

موضوع از هر دو بعد، ‌جالب و آموزنده است هم توجه به تكلیف سیاسی و اجتماعی و دینی و پرداختن به آن به اندازه توان، و هم به هنگام بروز انحراف، كنار كشیدن و مخالفت كردن، و بر انحراف‌ها صحّه نگذاشتن.[14]

وفات

سرانجام تقدیر محتوم فرا می‌رسد و حضرت سید، داعی الهی را پاسخ می‌گوید و در روز دوم ماه ربیع الثانی، سال 1353 ق، از این جهان تاریك و محدود و گذران به جهان روشنایی و نامحدود و پایدار رخت می‌كشد.

امامزاده حسین قزوین

 

و پیكر پاك وی در صحن امامزاده (شاهزاده) حسین علیه السلام ـ در قزوین ـ به خاك سپرده می‌شود و اكنون آرامگاه سید مورد توجه آشنایان و خواص است.

 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . مكتب تفكیك و كیهان فرهنگی، سال نهم، شماره 12، ص 192.

[2] . زهد مجسم، رضا صمدیها قزوینی، ص 28، سال 1378 ش.

[3] . دیدار با ابرار، میرزا ابوالحسن جلوه، ص 94.

[4] . گلشن ابرار، ج 1، ص 396.

[5] . مكتب تفكیك، ص 193.

[6] . همان، ص 195 و كیهان فرهنگی، سال نهم، شماره 12، ص 26.

[7] . زهد مجسم، ص 54.

[8] . همان، ص 46.

[9] . شرح حال ایشان در كتاب «هدیه الرازی الی المجدّد الشیرازی»، تألیف علامه و متتبّع و كتابشناس بزرگ، شیخ آقا بزرگ تهرانی آمده است. كتاب یادشده در شرح حال شاگردان میرزای شیرازی بزرگ است.

[10] . زهد مجسم، ص 57.

[11] . كیهان فرهنگی، سال نهم، شماره 12، ص 36 و مكتب تفكیك، ص271 و 270.

[12] . مقدمه كتاب «دو چوب و یك سنگ»، تألیف آیه الله سید محمد تقی معصومی اشكوری، چ 1374، ص 19 به بعد (با تلخیص).

[13] . مكتب تفكیك، ص 196 (با تلخیص).

[14] . مكتب تفكیك، ص 196 (با تلخیص).


منابع:

محمد علي رحيميان فردوسي تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج 3، ص 322

سایت اندیشه قم

تهیه و تنظیم: فریادرس گروه حوزه علمیه

فقيه محتاط

فقيه محتاط

فقيه محتاط
عارف مخلص

عارف مخلص

عارف مخلص
آيت الله محمدحسن حجّتي هرسيني

آيت الله محمدحسن حجّتي هرسيني

آيت الله محمدحسن حجّتي هرسيني
بي آلايشي يک عالم

بي آلايشي يک عالم

بي آلايشي يک عالم
UserName