• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 601
  • يکشنبه 1385/12/13 ساعت 11:40
  • تاريخ :

امام موسی صدر معتقد بود قرآن می‏كوشد فضایی جهانی و فراگیر به ذهن انسان بیاورد

هنگامی كه قرآن كریم تصویر خلقت و موجودات و زندگی را از طریق عقاید و آموزه‏های آیاتِ خود رسم می‏كند، در حقیقت، می‏كوشد فضایی جهانی و فراگیر به ذهن انسان بیاورد، به طوری كه انسان احساس كند بقا و توفیق و جاودانگی در پیوند با رویكردهای اسلام است.

امام موسی صدر در همایش هشتم مجمع البحوث الاسلامیه در قاهره به تاریخ 23 اكتبر 1977، مطابق با 30 مهر 1356، سخنرانی كرد. دراین همایش نمایندگان 56كشور عربی و اسلامی و همچنین نمایندگان چند كشور اروپایی و آفریقایی نیز شركت داشتند. مباحث مطرح‏ شده در این همایش عبارت بودند از: چالشهای دنیای اسلام، امكان بكارگیری روشهای اسلامی برای حل مشكلات معاصر، مسایل تربیتی روز و موضع اسلام در برابر جریانهای سیاسی و فكری معاصر. آنچه در زیر می‌آید، متن سخنرانی امام موسی صدر است:

در اولین نگاه، آنجا كه فقه اسلامی در بخش آداب و سنتها و مسائل ولادت از كتاب نكاح، مثلاً از تربیت فرزند، سخن می‏گوید، به نظر می‏رسد كه روشهای تربیتی از اصول دین فاصله دارد، در حالی كه این اصول همان ریشه‏ های عقیدتی و فرهنگی اسلام است و از مسائل نخستین و آغازین آن.

با تأملی بیشتر، چنان كه در این بررسی ملاحظه خواهد شد، معلوم می‏گردد كه قرآن كریم خود در تربیت افراد و جوامع مسلمان بر روش پایبندی به اصول تكیه می‏كند. همچنین روشن می‏شود كه، برای فهم اسلام و دعوت به آن، جدایی روشهای تربیتی از اصول، از مصیبت های بزرگ به شمار می‏رود.

این بررسی ابتدا به بیان روشهای تربیتی مختلف می‏پردازد، آنگاه می‏كوشد تا روش قرآنی را كه همانا پیوند مستحكم میان روش تربیتی و اصول است به دست دهد. در این جایگاه، تحقیق حاضر بر گوشه‏ای از روش قرآن در عرضه اسلام و دعوت بدان، پرتو می‏ افكند؛ روشی كه به كلی با روش آكادمیك تقسیم اسلام به عقیده و شریعت و تجزیه شریعت به فقه و اخلاق و تقسیم فقه به عبادات و معاملات... و سیاست و احكام و غیره، متفاوت است.

روش ابتدایی تربیت عبارت است از امر و نهی به تربیت‏ شونده كه همان تربیت‏ پذیر است. شكی نیست كه این روش اثری اندك و گاه پیامدهای منفی دارد، خصوصاً وقتی كه همراه با خشونت باشد و شرایط روحی فرد تربیت‏پذیر مورد توجه قرار نگیرد.

روش برترْ استفاده مربی از شیوه اِقناع برای نفوذ در ذهن و دلِ تربیت‏شونده است تا خود به هدف علاقه‏مند شود و به سوی آن حركت كند.

روشی كه طرفداران مكاتب جامعه‏شناختی جدید به آن می‏بالند، بر پایه توجه به محیطِ فرد یا اجتماعِ تربیت شونده است تا به‏صورت متناسب با هدف تربیتی درآید و در سمت و سوی این هدف جریانی پدید آید كه كار تربیتی و فرایند قانع سازی را برای مربی آسان گرداند.

قرآن كریم، در آن واحد، از همه روش‌ها استفاده می‏كند و بر آنها روش دیگری می‏افزاید كه مخصوص این كتاب الهی است. این روش تربیتی از معجزات اسلام به حساب می‏آید و مكاتب اصلاح‏طلب و انقلابی اخیر سعی دارند تا از آن اقتباس كنند.

قرآن كریم با تعبیرات و ابزار مختلف امر و نهی می‏كند و دلایل گوناگون را پشت سرهم می‏آورد و بر فطرت و اصول ریشه‏دار نزد ملتها و عبرتهایی كه می‏توان از نسلهای گذشته گرفت تكیه می‏كند و الفاظی دلیل‏وار، همچون الطیبات والخبائث (پاكها و پلیدها) به كار می‏گیرد و به طور مستمر رحمت الهی و محبت و نعمتهای او و علم خدا به مصالح مردم را یادآوری می‏كند تا زمینه پذیرش همراه با احساس تكلیف را به وجود آورد.

قرآن كریم با تعبیرات و ابزار مختلف امر و نهی می‏كند و دلایل گوناگون را پشت سرهم می‏آورد و بر فطرت و اصول ریشه‏دار نزد ملتها و عبرتهایی كه می‏توان از نسلهای گذشته گرفت تكیه می‏كند و الفاظی دلیل‏وار، همچون الطیبات والخبائث (پاكها و پلیدها) به كار می‏گیرد و به طور مستمر رحمت الهی و محبت و نعمتهای او و علم خدا به مصالح مردم را یادآوری می‏كند تا زمینه پذیرش همراه با احساس تكلیف را به وجود آورد. پیامبر بزرگ اسلام(‏ص)، در خطبه وداع، چنین می‏فرماید:

ای مردم، هیچ چیز نیست كه شما را به بهشت نزدیك و از جهنم دور كند و من شما را بدان امر نكرده باشم و هیچ چیز نیست كه شما را به جهنم نزدیك و از بهشت دور سازد و من شما را از آن نهی نكرده باشم.

اما اهتمام اسلام به ساختن فضای سالم، از آموزه‏های قطعی آن در خصوص ضرورت ایجاد جامعه اسلامی و دعوت تام و تمام به محیطهای مناسب، همچون نماز جماعت، نماز جمعه، حج، ماه رمضان و اعیاد و مخالفت با گوشه‏گیری و جدا شدن از جمع و نیز مخالفت با هم‏نشینی با افراد فاسد و فاسق و نافرمان، مگر به هدف اصلاح آنان، هویدا می‏گردد. با همه اینها، قرآن كریم روش خاص خود را به كار می‏گیرد، روشی كه می‏توان آن را انقلاب در مفاهیم یا تحول عمیق در نگاه كلی به هستی و زندگی و پیوند با هدف تربیتی نامید.

هنگامی كه قرآن كریم تصویر خلقت و موجودات و زندگی را از طریق عقاید و آموزه‏های آیاتِ خود رسم می‏كند، در حقیقت، می‏كوشد فضایی جهانی و فراگیر به ذهن انسان بیاورد، به طوری كه انسان احساس كند بقا و توفیق و جاودانگی در پیوند با رویكردهای اسلام است و هستی، هر فرد و جامعه‏ای را كه با این قوانین هماهنگ نباشد بیرون می‏راند و سرنوشت آنها نیستی و فراموشی خواهد بود. در اینكه روش مورد بحث بر روشهای قبلی برتری دارد جای مجادله نیست. این روش مزایای متعددی دارد كه، پس از ارائه شمایی از آن، سعی می‏كنیم آنها را برشماریم. در آیه7 از سوره الرحمن داریم:

و السَّماءَ رَفَعَها و وَضَعَ المیزانَ، ألاّ تَطْغَوْا فِی المیزانِ، و أقیمُوا الوَزْنَ بِالْقِسْطِ و لا تُخْسِرُوا الْمیزانَ (7:55) (آسمان را برافراخت و ترازو را برنهاد، تا در ترازو تجاوز مكنید، وزن كردن را به علامت رعایت كنید و كم‏فروشی مكنید.)

در اینجا پیوند میان نهی از تجاوز در ترازو و عادلانه وزن كردن و نیز رابطه میان برافراشتن آسمان و قرار دادن ترازو كه تعبیری است از حساب و نظم و عدالت جهانی، ملاحظه می‏شود.

در سوره آل عمران، پس از »شَهِدَ اللَّهُ أنَّهُ لا إلهَ إلاّ هُوَ و المَلائكةُ و أُلُوا الْعلمِ قائِماً بِالْقِسطِ« (18:3) و تأكید بر اینكه خداوند برپادارنده قسط است، آیات دیگری می آید كه نتیجه این آیه است. آیه ذیل بیان روشن‏تری دارد:

إنَّ الَّذینَّ یَكْفُرونَ بآیاتِ اللَّهِ و یَقْتُلونَ النَّبیّینَ بغَیرِ حَقٍّ و یَقْتُلونَ الَّذینَ یأمُرونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النّاسِ فَبَشِّرهُمْ بِعَذابٍ ألیمٍ (21:3) (كسانی را كه به آیات خدا ایمان نمی‏آورند و پیامبران را به ناحق می‏كشند و مردمی را كه از روی عدل فرمان می‏دهند می‏كشند، به عذابی دردآور بشارت ده.)

در اینجا محكوم كردن دشمنان قسط و مخالفان عدالت برایند و نتیجه این است كه خدا برپادارنده قسط است. در آیه 16 از سوره »انبیاء« می‏خوانیم:

و ما خَلَقْنَا السَّماءَ و الْأرضَ و ما بَینَهُما لاعِبینَ (16:21) (ما این آسمان و آنچه را میان آن‏دوست به بازیچه نیافریده‏ایم.)

در آیه 18 از همین سوره به برخی از نتایجِ این اصل می رسیم:

بَل نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَی الباطِلِ فَیَدْمَغُهُ فَإذا هُوَ زاهِقٌ و لَكُمُ الْوَیلُ مِمّا تَصِفونَ (18:21) (بلكه حق را بر سرِ باطل می‏زنیم تا آن را در هم كوبد و باطل نابودشونده است. و وای بر شما از آنچه به خدا نسبت می دهید.)

گاهی نتایجْ پیش از اصول ذكر می شود. از جمله می‏توان به آیات ذیل اشاره كرد:

كَمْ تَرَكوا مِنْ جَنّاتٍ و عُیونٍ، و زُروعٍ و مَقامٍ كریمٍ، و نَعْمَةٍ كانوا فیها فاكِهینَ. كَذلِكَ و أورَثْناها قَوماً آخَرینَ. فَما بَكَتْ عَلَیهِمُ السَّماءُ و الأرْضُ و ما كانوا مُنْظَرینَ. (44 : 25-29) و ما خَلَقْنَا السَّمواتِ و الأرْضَ و ما بَینَهُما لاعبینَ. ما خَلَقْناهُما إلاّ بِالْحَقِّ و لكِنَّ أكْثَرَهُمْ لا یَعْلَمونَ ( 44: 38-39) (بعد از خود چه باغها و چشمه‏سارها بر جای گذاشتند، و كشتزارها و خانه‏های نیكو، و نعمتی كه در آن غرق شادمانی بودند. بدین سان بودند و ما آن نعمتها را به مردمی دیگر واگذاشتیم. نه آسمان بر آنها گریست و نه زمین و نه به آنان مهلت داده شد.) (ما این آسمانها و زمین و آنچه را میان آنهاست به بازیچه نیافریده‏ایم. آنها را به حق آفریده‏ایم، اما بیشترین نمی‏دانند.)

در اینجا كسانی باغها و چشمه‏ها را رها می‏كنند و این رها كردن هیچ تبعاتی ندارد. قومِ تُبَّع هم كه از آنها نیرومندتر بودند و زندگی پس از مرگ و حسابرسی آن جهان را انكار می‏كردند همین طور. این نابودی تأثیر طبیعی خلقت آسمانها و زمین بوده كه بر پایه حق صورت گرفته است.

در آیاتی كه بر انجام یافتن فرایند خلقت در شش روز تأكید می‏ورزد و آن را در طی یك دوره مشخص می‏داند، با توجه به وضوحِ معنی ایام در اصطلاح قرآنی، كه مقصود از آن همان گونه كه از مقدمه سوره فُصِّلَت برمی‏آید مراحل و دورانهاست، تأكید بر خلقت در سررسیدِ معیّن و مدتِ شش روز مقدمه‏ای است برای حاصل شدن نتایج مهم تربیتی.

در آیاتی كه بر انجام یافتن فرایند خلقت در شش روز تأكید می‏ورزد و آن را در طی یك دوره مشخص می‏داند، با توجه به وضوحِ معنی ایام در اصطلاح قرآنی، كه مقصود از آن همان گونه كه از مقدمه سوره فُصِّلَت برمی‏آید مراحل و دورانهاست، تأكید بر خلقت در سررسیدِ معیّن و مدتِ شش روز مقدمه‏ای است برای حاصل شدن نتایج مهم تربیتی. این نتایج، به زبان قرآن، عبارت است از: شكستِ روم پس از پیروزی و اینكه آنان تنها از ظاهرِ زندگی این جهان آگاه بوده‏اند (سوره روم)، ضرورت توجه به خدا و دعا و تضرع پنهانی، همراه با خوف از او و امید به درگاه او (سوره اعراف)، تشویق مؤمنانِ عالِم به قسط و تعهد به سنتها و حساب و آنان كه در آمدوشدِ شب‏وروز و دیگر پدیده‏های طبیعی تفكر می‏كنند (سوره یونس)، آزمایش علمی در پیشی گرفتن در اعمال صالح )سوره هود( و بالاخره توكل به خدا و تسبیح و ذكر او و صبر در مقابل تمسخرها، شماتتها، و تهمتها (سوره‏های فرقان و ق).

به طور خلاصه، می‏توان گفت كه تربیت قرآنی بر فراهم بودن ابزارهای تربیتی متعارف، پایبندی به اصول دین و قوانین كلی خلقت كه در این اصول متجلی است - خلقتی كه براساس حق و عدل و أجَلِ مسمّی است - و بر دیگر پایه‏هایی استوار است كه قرآن آنها را با خواسته‏های تربیتی و جهت دادنِ زندگی انسانِ دوستدار موفقیت به سوی روشِ مبتنی بر عدالت و حق و منطبق بر صفاتِ خداوندی، و با تعلیم او، مرتبط می‏كند. و این‏همه با برنامه‏ای زمان‏بندی شده به دست می‏آید نه با نادیده گرفتنِ زمان چنان كه در میان خلق مشهود است.

این روشِ قرآنی نتایج بسیار دارد، از جمله:

1. در ذهن مربی و در واقعیت، اَبعادِ عملِ مورد نظر گسترش پیدا می‏كند و از ازل تا ابد و از آسمان تا زمین و تا پایه و اساس خلقت امتداد می‏یابد. این احساس موجب تضمین تأثیرگذاری تربیت و استمرارِ آن خواهد شد.

2. با این روش، احساس هماهنگی و انسجام جهانی به انسان دست می‏دهد و همه موجودات را همراهِ خود می‏بیند و حتی اگر رفتار او مخالف یا متناقض و یا در تعارض و ستیز با رفتار دیگران باشد به هیچ وجه احساس غربت نمی‏كند و هیچ چیز نمی‏تواند او را بترساند، اگرچه رهروان این راه اندك باشند.

این ویژگی در قرآن كریم آمده است. قرآن بر سجده خورشید و ماه، ستارگان، درختان، دریاها و رعد و جنبندگان تأكید دارد و بارها از سجده و نمازِ همه اینها برای پروردگار سخن رانده است. انسان، با فطرت و كالبد خویش، این كاروان بزرگِ هستی را همراهی می‏كند و این همراهی پذیرش امرونهی و سجده و تسبیح و نماز و عمل صالح را بسیار آسان می‏سازد.

3. همه نیروهای فرد در همه حالات و زمانها و همه توان گروهها را، در رده‏ها و دسته‏های گوناگون، به هم می‏پیوندد. این به هم‏پیوستگی از واحد بودن مبدأ و مسیر و روش سرچشمه می‏گیرد و با این پیوند و همراهی نیروی عظیمی تشكیل می‏شود كه وصول به هر هدف دشواری را آسان می‏سازد. توان فرد بسیار است، اما متفرق و پراكنده است. نیروهای جماعتْ فوقِ تصور است، اما با یكدیگر در تناقض و برخورد است. با جهت دادن به این نیروها و ایجاد هماهنگی میان آنها و بسیج آنها، قدرتِ امت شكست‏ناپذیر خواهد شد.

حال كه این روش تربیتی معجزه‏آسای قرآن را دریافتیم، به نكته‏ای اساسی می‏رسیم كه شاید نقطه عطفِ بحث تربیتی ما باشد، و آن وحدت اسلام و علم است. باید دانست كه از نظر مسلمانان و حتی علما و محققان، اسلام، بنا بر ملاحظات آموزشی، به شاخه‏های مختلف علمی تقسیم می‏شود:

علمِ عقاید و علوم وابسته به آن مثل فلسفه الهی، علم كلام، علوم مختلف فقه همچون عبادات، معاملات، سیاست و احكام، با كتابهای متعدد در هر زمینه، و بالاخره علم اخلاق.

اسلام همچنین به اصول، كه نیاز به ایمان و دلیل قاطع دارد، و فروع تقسیم می‏شود.

این طبقه‏بندیهایی كه بنا به ضرورتهای علمی و گاه بر اساس مراتب اهمیت پدید آمده، موجب نوعی ضعف تربیتی و لاقیدی شده است، تا جایی كه برخی از مسلمانان در دل به اسلام خود افتخار می‏كنند ولی آشكارا از عدم پایبندی خود به عبادات سخن می‏رانند.

اما دوری از اخلاق اسلامی، حتی در میان افراد متدین، بیماری شایعی است. بسیاری از مسلمانان هم نسبت به مسائل مربوط به زندگی اجتماعی و سیاسی آگاهی ندارند.

همه این ضعفها به همین تقسیم آكادمیكِ اسلام مربوط می‏شود. ولی قرآن كریم مسائل عقیدتی و عملی اسلام را قرین یكدیگر می‏داند و میان این دو و اخلاقْ پیوند برقرار می‏كند، همان گونه كه در روش تربیتی آن مشاهده شد.

قرآن، در آغاز سوره بقره، متقیان را با پنج ویژگی توصیف می‏كند كه سه‏تای آنها عقیدتی و عبارتند از ایمان به غیب، ایمان به آنچه بر پیامبر اسلام و دیگر پیامبران نازل شده، و یقین به آخرت، و دوتای دیگر از مسائل عملی‏اند كه عبارت‏اند از نماز و زكات، در مقام تأكید بر اینكه نماز حافظ ایمان به غیب است و نماز بدون زكات مستوجب بدبختی است (سوره ماعون). در قرآن كمتر پیش می‏آید كه از ایمان، بدون ذكر عمل صالح، یاد شود؛ در حالی كه این دو، در تقسیم‏بندی فنی، در دو مقوله مختلف قرار می‏گیرند. اگر احكام اسلامی را به طور دقیق مورد مطالعه قرار دهیم خواهیم یافت كه میان ایمان و عملِ صالح تعامل و تأثیر متقابلِ روشنی وجود دارد. عمل بر ایمان تأثیر گسترده دارد و ایمان پایه اخلاق است و هم از آن تأثیر می‏پذیرد. همچنین، مسائل عقیدتی طرحِ كلی مسائلِ اجتماعی و چشم‏اندازهای آن را ترسیم می‏كند. قرآن كریم، در جاهای مختلف، به این تعاملات اشاره دارد:

ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذینَ أساؤُوا السُّوآی أنْ كَذَّبوا بِآیاتِ اللَّهِ و كانوا بِها یَسْتَهْزِؤونَ (10:30) (سپس عاقبتِ آن كسان كه مرتكب كارهای بد شدند ناگوارتر بود، زیرا اینان آیات خدا را دروغ انگاشتند و آنها را به مسخره گرفتند.) بَلْ یُریدُ الإنْسانُ لِیَفْجُرَ أمامَهُ. یَسْألُ أیّانَ یَوْمُ الْقیامَةِ ( 5:75و6) (بلكه آدمی می‏خواهد كه در آینده نیز به كارهای ناشایست پردازد. می‏پرسد: روز قیامت چه وقت خواهد بود؟)

قرآن، در آغاز سوره بقره، متقیان را با پنج ویژگی توصیف می‏كند كه سه‏تای آنها عقیدتی و عبارتند از ایمان به غیب، ایمان به آنچه بر پیامبر اسلام و دیگر پیامبران نازل شده، و یقین به آخرت، و دوتای دیگر از مسائل عملی‏اند كه عبارت‏اند از نماز و زكات، در مقام تأكید بر اینكه نماز حافظ ایمان به غیب است و نماز بدون زكات مستوجب بدبختی است (سوره ماعون). در قرآن كمتر پیش می‏آید كه از ایمان، بدون ذكر عمل صالح، یاد شود؛ در حالی كه این دو، در تقسیم‏بندی فنی، در دو مقوله مختلف قرار می‏گیرند.

این آیات تأثیر عمل را بر عقیده مورد تأكید قرار می‏دهند. احادیث نیز، در مقام تحریم كبر ورزیدن، آن را نوعی شرك و تشبّه به قدرتِ خدای عَزَّ و جَلّ به حساب می‏آورند. بسیاری از كافران و سردسته آنان شیطان بر اثر استكبار كافر شدند:

خَلَقْتَنی مِنْ نارٍ و خَلَقْتَهُ مِنْ طینٍ (12:7) (مرا از آتش آفریدی و او را از گل.)

اما تأثیر اصولِ دین، به ویژه توحید، بر عبادات و تربیت و اصلاح انسان، چندان كه به روحیه همكاری و خصلت خوش‏بینی و تعامل با هم‏نوعِ خود با سعه صدر و حسن ظن و رعایت برابری دست یابد بی‏آنكه او را بت بداند یا شیطان یا برده خویش گیرد، همچنین تأثیر معاد بر دقت انسان در رفتار خویش و مواظبت و محاسبه نفس و احساس مسئولیت و دیگر تعاملها و تأثیراتْ در محدوده این بحث و فحص نمی‏گنجد.

آموزشها و تحقیقات اسلامی به یك ماده درسی خاص درباره یكپارچگی اسلام، به عنوان كلیّتی تفكیك‏ناپذیر كه میان احكام آن انسجام وجود دارد، نیازمند است. این ماده درسی را باید برای همه دانشجویان، محققان و مبلغان ضروری دانست.

عصر ما، به عنوان عصر تخصصها، با دیگر عصرها متفاوت است و تقسیم مردم در آن به عالم و جاهل صحیح نیست، بلكه باید اكثر مردم را در تخصص خود عالم دانست. این مسأله تبلیغ و تربیت را از آنچه در سابق بوده است مشكل‏تر می‏سازد.

از سوی دیگر، افكار سیاسی، كه غالباً متضمن آزمندیهای اقتصادی است، امروزه به برخی عقاید و آرای فلسفی گرایش دارد و با همه امكانات به تبلیغ آنها می‏پردازد. مبلّغان آنها، كه سازمانهای بزرگ جهانی‏اند، طبیعتا خود را به جدیدترین ابزارها و ظریف‏ترین تجهیزات و كارآمدترین وسایل مجهّز می‏سازند. این مكاتب، كه با ادیان مبارزه می‏كنند، در عین حال، روشهای تبلیغ دینی را به كار می‏گیرند. ایمان به اصول اعتقادی خود را لازم می‏دانند و با تمام توان و با نقشه‏های دقیق و حساب‏شده در مقابل دعوت اسلامی ما ایستاده‏اند و برای نابودی آن از به‏كارگیری هیچ روشی فروگذار نمی‏كنند. حمله به مؤسسات دینی و روحانیان تنها وسیله آنها نیست، بلكه به تفرقه‏افكنی و ایجاد اختلافات داخلی و استفاده از عناصر آگاه و ناآگاه نیز دست می‏زنند تا با رهبران معنوی مقابله و ستیز نمایند و ناتوانی آنان را در پذیرش مسئولیت به اثبات برسانند.

بنابراین، توجه به این نكته لازم است كه جامعه ما میدان جنگ چندجانبه عقیدتی شده است، بدون اینكه در امكانات و ابزار مورد نیاز تعادلی وجود داشته باشد.

از سوی دیگر، به سبب خاستگاه عقدتی سیاست، سیاستهای چندگانه حاكم بر جهان اسلام، اختلافات عقیدتی را میان كشورهای اسلامی و در درون این كشورها به عنوان امری محتوم و قطعی ایجاد كرده است.

این اوضاع دردناك و بالا گرفتن شك و شبهه در خصوص رهبران و احساس دردمندی، بسیاری از افراد و گروهها را، به‏رغمِ بی‏كفایتی، به مقابله با مشكل می‏كشاند، كه این حركت خود باعث چاره‏جوییهای غیرصحیح می‏شود، كه گاه با تندروی همراه می‏شود و گاه سازشكارانه و بی‏ثبات است.

هریك از این دو شیوه با واكنشها و فعل و انفعالات اجتماعی همراه است. از جمله آنها تعرض به اقلیتهایی است كه به سهم خود به این گونه دردها گرفتارند و لذا آنها را در حالت دفاعی قرار می‏دهد، یا به استعمارگر دستاویزی می‏دهد تا اقلیتها را در حالت دفاع از خویش نگه دارد و به همین شكل مشكلات افزون‏تر می‏گردد.

همه اینها رنج و درد است و ما همچنان از زمینه‏های تربیتی موجود در جهان اسلام سخن می‏گوییم، بدون آنكه از اسرائیل و شر و سمپاشی و ابزارهای خطرناك و گوناگونِ آن یاد كنیم و از استعمار و قدرت آن و دامهای فرهنگی و تبلیغات آن سخن بگوییم.

اگر بخواهیم اوضاع و شرایط را با همین عناصر اصلی تبیین و مشكل را با همه ابعاد آن بررسی كنیم، خواهیم دید كه افق بس تیره و آینده بس تاریك است و توفانهای وحشتناك از هر سو بر ما می‏تازد.

آیا این درد كشنده ما را به یأس و نومیدی سوق می‏دهد؟ هرگز. جز كافران كسی از رحمت الهی نومید نمی‏شود. اما بی‏اعتنایی به مشكل و كاهلی در مقابله با آن، با روح مسئولیت‏پذیری منافات دارد. آن اصلی كه با تكیه بر آن می‏توان نومیدی را كنار زد این سخن حضرت یعقوب‏ (ع) است كه می‏فرماید: «فرزندانم، بروید و در كارِ جستجوی یوسف و برادرش برآیید.»

از عنایات الهی، حضور ما اكنون در همایشی است كه دانشمندان مسلمان را از جای‏جای جهان در خود جمع كرده و این هشتمین كنفرانس است یعنی در پیشْ‏زمینه كار خود مجموعه‏ای از تجارب دارد كه امكان ارزیابی مسائل را فراهم می‏آورد.

وجود مجمع پژوهشهای اسلامی دلیلی بر اراده دانشگاه الازهر برای رویارویی مسئولانه با مشكلات است. من در اینجا بنا ندارم پیشنهاد تقبّل زحمات و مسئولیتهای بیشتری به دانشگاه الازهر كنم، بدون اینكه خود و دوستان حاضر را به قبول مسئولیت در مرحله كنونی فرابخوانم.

این پیشنهادها برای بررسی و گفتگو عرضه می‏شود تا هریك از ما به سهم خویش ایفای وظیفه نماید.

رهبری مسئولانه اسلام به سه عنصر نیازمند است:

اول، تقویت جنبه معنوی و تهذیب نفس در مبلّغان. زیرا به‏رغمِ پیشرفت مادی، بلكه به علت همین پیشرفت، جهان به صفای روح و دوری از مادیات مشتاق و علاقه‏مند شده است. باید اعتراف كنیم كه سیما و ظاهر بسیاری از عالمان دینی این جنبه را متبادر نمی‏كند. نمی‏خواهم بگویم كه عالم دین و مبلّغ باید تارك دنیا باشد؛ چه، اسلام رهبانیّت را نمی‏پذیرد و این سخن حضرت علی‏ع است كه می‏فرماید: «زهد این نیست كه مالك چیزی نباشی، بلكه زهد این است كه چیزی مالك تو نباشد.» آنچه می‏خواهم بگویم این است كه باید رشد شرایط مادی در پیرامون انسان با رشدِ بُعدِ معنوی همراه باشد تا انحراف حاصل نشود. و این همان چیزی است كه ما مصرانه خواستار آنیم. هنوز اندكی معنویت بر بسیاری از ابزارهای مادی برتری دارد. این مطلب را تجارب ما در كشورهای جهان و حتی در كشورهای پیشرفته اثبات كرده است.

دوم، اهتمام آشكار به وضعیت رنج‏دیدگان و ناخشنودی از رفتار ستمگران و تلاش مستمر برای كاهش آلام و رنج مردم و خشم نسبت به كسانی كه انسانها را از حقوقشان محروم می‏دارند. چرا باید مبارزه در راه طبقات زحمتكش و استمثار شده را منحصر به احزاب الحادی كنیم، در حالی كه اسلامْ ایمانِ كسی را كه شب با شكم سیر می‏خوابد و همسایه او گرسنه است قبول ندارد؟ مگر پیامبر اكرم نفرموده است كه باید ناخشنودی خود را از عملِ منكر و ناپسند با دست یا زبان یا قلب خویش نشان دهیم، كه در هر حال روشن است كه آن حضرت از همراهی با ستمگران و تمكین از آنان، به قطع، ناراضی است؟ انسانِ معاصرِ ما در عذاب و رنج است. این انسان، در هر جایگاه و مرتبه‏ای كه باشد، به نحوی احساس محرومیّت می‏كند و نظامها و اشخاص را مسئولِ این محرومیّت و فراهم نكردن فرصتهای مناسب برای خود می‏داند. او توقع دارد كه در مبلّغ و عالمِ مسلمانْ حرارتِ مبارزه و فریادِ حق‏طلبی ملاحظه شود.

سوم، تغییر شكل و نوسازی، به این معنی كه وسایل و ابزارهای پیشرفته و روشهای نو برای عرضه افكار، احكام و نیز سازمان‏دهی مؤسسات دینی به كار رود، به نحوی كه از نظر شكل و ابزارِ كار در رده مؤسسات جهانی باشد. آمارگیری دقیق و نوگرایانه از مسلمانانِ جهان و از مسائل تربیتی، رهبران روحانی، مؤسسات دینی و فرهنگی، كتابها، نشریات و سهم آنان در رادیو و تلویزیون و نیز دیگر امكانات آنان، از لوازم نخستینِ پیشرفت سازمان‏یافته است. باید دانست كه بهترین مؤسسه در این زمینه، كه بدون آن پیشبرد امور ممكن نیست، دانشگاه الازهر است.

رنج و عذاب برخی از مسلمانان جهان، همچون مسلمانان فیلیپین، اریتره و حبشه، بر همگان آشكار است، لكن اطلاعات پراكنده از وجود محنتها و مصائب نقاط دیگری در جهان، همچون تایلند، سیام، و مجارستان، حكایت دارد. نیز، تا جایی كه من اطلاع دارم، موضع مسلمانانِ عرب و غیرعرب با ابعادِ رنج و محنت مسلمانان در لبنان متناسب نبوده است، و این از بی‏اطلاعی آنان از حقیقت حوادثی نشأت گرفته كه در لبنان اتفاق افتاده است و هم‏اكنون نیز در جنوب جریان دارد.

اوضاع مذاهب اسلامی در گوشه و كنار جهان باید با بزرگواری و گذشت و در عین حال با تلاش و جدیّت بسیار حل‏وفصل شود، خصوصاً در مورد كسانی كه به علت انزواطلبی به ابداع در دین اقدام كرده و از اركان اسلام منحرف شده‏اند. من تاكنون اهتمامی جدّی به حل مشكلات این مردم ملاحظه نكرده‏ام، جز اینكه با وجود همه شوق و شیفتگی آنان به اصلاح افكارشان و انس با برادران دینی خود، متأسفانه مورد طرد برخی و مورد پذیرشِ چاره‏ناسازِ برخی دیگر قرار گرفته‏اند.

نهادهایی كه به امور مسلمانان اهتمام می‏ورزند، از جمله كنفرانسها و مراكز فرهنگی، بسیارند و بعضی افراد نیز فعالیتهای گسترده دارند. اكنون زمان آن فرا رسیده است كه مجمع البحوث (مجمع پژوهشها )به ستاد كل رهبری و مؤسسات و كنفرانسهای اسلامی در آن مجهّز شود.

این مسأله، تشكیل شورایی را مركب از علمای بزرگ مسلمان، اعضای مجمع یا كنفرانس و دیگران اقتضا می‏كند تا به خواستِ مجمع به مسائل علمی بپردازد و مجمع و دبیرخانه آن به مشكلات مسلمانان جهان و بررسی و پیگیری وضع آنان اهتمام ورزد. در این صورت كنفرانس به ستاد كل، و مجمع فرعی به دبیرخانه دائمی تبدیل می‏شود.

نیاز به گفتن نیست كه مجمع، با این طرح و برنامه، با اعضای كنفرانس و دیگران ارتباط مستمر برقرار می‏كند تا به طور منظم اطلاعات را جمع‏آوری و دسته‏بندی كند و در مورد آن گزارش دهد.

از مهم‏ترین وظایف این ستادِ رهبری، هماهنگ كردن فعالیتهایی است كه در جهان صورت می‏گیرد، تا بدین وسیله یك كتاب چند بار چاپ یا ترجمه نشود، بلكه مجمع مؤسسات دیگر را در جهان تغذیه كند و از این طریق در نیروها صرفه‏جویی و خلأهای دیگر پر شود.

درباره كنفرانس نیز لازم است صادقانه تجدید نظر و سعی شود هیچ قطعنامه‏ای بیش از یك بار صادر نشود و در عوض در مورد علل اجرانشدن قطعنامه‏هایی كه از زمان اولین كنفرانس تا كنون بارها صادر شده است بررسی شود و هیچ قطعنامه‏ای بدون وجود زمینه‏های اجرا صادر نگردد و در چنین حالتی، كنفرانس تنها به صدور فتوی و توصیه بسنده كند.

UserName