•  متن
  •  
    قانونچه فی الطب، محمد بن محمود چغمینی، تصحیح و ترجمه: اسماعیل ناظم، انتشارات المعی، ص62.

    الفصل الخامس في حجاب الصدر و المعده و الامعاء

    فصل پنجم در پرده ديافراگم و معده و روده هاست.
    اما حجاب الصدر فهو مركب من اللحم و العصب الحساس المحرك و منفعته انبساط الصدر و انقباضه
    ترجمه: اما پرده ديافراگم اشمل گوشت و عصب محرك حساس است و فايده اش انقباض و انبساط قفسه سينه است.
    توضيح حجاب صدر در صفحه 172 آناتومي گري جلد اول آمده و عكس آن در صفحه 175 و 194 آمده است.
    تصویر حجاب صدر (پرده دیافراگم)

    مصنف بيان مي كند كه حجاب صدر مركب از لحم است. لحم همان رنگهاي قرمز را مي گويند. عصب حساس هم دارد آنچه كه به رنگ زرد در عكس صفحه 175 آمده، عصب مي باشد.
    در قانونچه محشي حاشيه اي از كتاب كامل الصناعه آمده «البته در كتاب مفرح القلوب صفحه 230 و 231 هم آمده است»: « اعلم ان للبدن من دون الرقبه تجويفين» بدان كه براي بدن از پايين گردن دو گودي و دو جوف وجود دارد «احدهما التجويف الذي تستدتر عليه عظام الصدر و فيه القلب و الرئه» جوف اول آن است كه استخوانهاي سينه بر آن مستدير شده كه در آن، قلب و ريه است «و التجويف الثاني يحتوي عليه عضل مراق البطن و هو من آخر عظم القص الي آخر عظم العانه و فيه المعده و الامعاء و الكبد و المراره و الطحال و الكلي و المثانه و الرحم» در جوف دوم، عضله ي پرده مراق احتوا پيدا كرده و آن جوف از آخر استخوان قص ـ استخوان خنجري ـ تا آخر استخوان عانه ادامه دارد و در آن معده و روده و كبد و مراره و طحال و كليه و مثانه و رحم قرار  دارد. «و يفصل بین هذين التجويفين عضله مستديره لحميه المحيط  وتريه المركز يقال لها حجاب الصدر» بين اين دو جوف فاصله شده عضله اي كه به شكل مستدير است و محيطش لحمي است و مركزش وتري است به عبارت ديگر روي آن لحمي و داخل آن وتري است كه به آن حجاب صدر گفته مي شود «و فيه ثقبتان يجري في احدهما المري و الشريان الكبير و الثاني لصعود جزء من العرق الطالع من محدب الكبد الي اعالي البدن كذا في الشرح و الكامل » در حجاب صدر دو ثقبه و سوراخ وجود دارد كه در يكي از اين سوراخ ها، مري و سرخرگ بزرگي هست كه از قلب به سمت پايين بدن مي رود چنانچه در عكس آن معلوم است و در  ديگري از بخش محدب كبد، رگ طالع به سمت بالاي بدن مي رود.
    در كتاب خلاصه الحكمه جلد 1 صفحه 317 اينگونه توضيح داده است: «به حركت انبساطي مايل به خارج براي توسيع فضا و  جذب نسيم بارد. و انقباضي مايل به داخل براي تضييق فضا و دفع فضول دخاني » یعنی به واسطه حركت انبساطي كه پرده ديافراگم مي كند ميل به خارج پيدا مي كند تا  هوا را به داخل جذب كند و به واسطه حركت انقباضي پرده ديافراگم مايل به داخل مي شود تا فضول دخاني را دفع كند. «ديگر آنكه فاصل و حايل باشد ميان اعضاء تنفس و اعضاء غذا تا اعضا تنفس از ابخره غذائيه مصون و محفوظ ماند » يعني اعضاي تنفسي كه قلب و ريه هستند را از اعضاي غذايي كه معده و كبد و... است جدا كند «و ديگر آن كه اگر آفتي به طرفي رسد به طرف ديگر سرايت نكند ».

    اما المعده فهي جسم مستدير الهيئه مركب من العصب و اللحم و العروق و الشرائين
    ترجمه: معده جسمي است نسبتا گرد كه متشكل از عصب، گوشت و سرخرگها و سياهرگهاست.
    شكل معده را مي توان در جلد اول آناتومي گري صفحه 320 ملاحظه كنيد.
    تصویر معده

     
    مصنف بيان مي كند كه معده به شكل مستدير است اما خلاصه الحكمه جلد 1 صفحه 319 اينگونه بيان كرده « هيات آن، مانند كدوي گردن درازي است كه اصل كدو، معده باشد و گردن آن، مري ».
    علت مستدير الهيئه بودن معده در كتاب قانونچه محشي بيان شده: « انما جعلت مستديره الشكل لتبعد بذلك عن قبول الافات لان المستدير ابعد عن قبول المصادمات من المضلع» معده، مستدير الشكل است به خاطر اينكه دور باشد از اينكه آفات را قبول كند زيرا اگر به شكل ضلع دار ضربه اي بخورد به تمام ضلع آن ضربه وارد مي شود ولي اگر به صورت دايره باشد فقط به يك نقطه آن ضربه مي خورد لذا در تشريح رأس هم بيان شد كه سر به شكل دايره است.
    معده مركب از عصب است براي ديدن عصب مي توان به آناتومي گري جلد 1 صفحه 238 مراجعه كنيد.
    تصویر مری و بالای معده (با عصب‌ها)


    معده مركب از لحم است: اينطور بيان شده كه قعر معده، لحمي است و فم معده، عصبي است لذا بالاي معده چون عصبي است حساس مي باشد تا باعث احساس گرسنگي و سيري شود. اما پايين معده لحمي است چون بايد اعانه بر هضم كند « چنانچه در شرح عربي قانونچه نوشته ابن ولي حسن الشفاي آمده ».
    مراد از « عروق »، وريد است. معده داراي وريد است تا غذا رساني به معده صورت بگيرد. مراد از «شرائين»، سرخرگ است كه در آناتومي گري جلد 1 صفحه 320 آمده است.
    تصویر معده

     
    و تنقسم الي اجزاء ثلاثه: المري و فم المعده و قعرها
    ترجمه: معده به سه بخش مري، فم (دهانه) معده و قعر معده تقسيم مي شود.

    اما المري فانه يبتدني من اقصي الفم الي عند مقطع عظام القَصّ
    ترجمه: مري از انتهاي دهان آغاز شد. و تقريبا در (محلي به موازات) انتهاي استخوان جناق سينه پايان مي پذيرد.
    عكس مري را مي توان در كتاب آناتومي گري جلد 1 صفحه 237 مراجعه كنيد.
    تصویر مری

     
    و اما فَمُها فعند نهايه عظام القَص و هو عارٍ عن اللحم
    ترجمه: اما دهانه معده در انتهاي مري و در (محلي تقريبا به موازات) انتهاي غضروف خنجري ـ كه پايان جناغ سينه است ـ قرار دارد و فاقد گوشت است.

    و اما قعرها ففيه اللحم و موضعه فوق السره و منفعتها هضم الغذاء
    ترجمه: اما قعر معده كه در بالاي ناف واقع شده داراي گوشت است و وظيفه اش هضم غذاست. عكس آن در صفحه 320 جلد اول آناتومي گري است.
    تصویر معده

     
    و اما الامعاد فهي اجسام عصبانيه مضاعفه ذات حس مركبه من العصب و الشحم و العروق و الشرائين
    ترجمه: اما روده ها اجسامي عصبي و دو لايه هستند كه داراي حس مي باشند و از عصب و پيه و سرخرگها و سياهرگها تشكيل يافته.

    «عصبانيه»: در بحث هاي قبلي در تشريح غشا و پوست و ناخن بيان شد كه به معناي «بيض لينه في الاتصال» است يعني به سفيدي مي زند و نرم در اتصال هستند.

    «مضاعفه»: دو لايه هستند. در قانونچه محشي آمده « اي ذات طبقتين لتبعد عن قبول الآفات فانه كثيرا ما تنصب الي الامعاء مواد رديئه تاكل و تتعفن فاحتيج فيها الي طبقتين لتكون متي زالت احداهما آفه قامت الاخري مقامها» يعني روده داراي دو طبقه است تا از قبول آفات دور باشد زيرا مواد رديه اي به روده ها ريزش مي كند تا وقتي كه به يكي از اين دو طبقه آفتي رسيد طبقه ديگري جانشين آن شود.

    «مركبه من العصب»: مراد عصب واگ است كه در جلد 1 صفحه 367 آناتومي گري آمده است: « اعصاب واگ (X) به همراه مري و در حين عبور از ديافراگم وارد شكم مي شوند و عصب دهي پاراسمپاتيكي بخش هاي پيشين روده و ميان روده را تامين مي كند و عكس آن در صفحه 369 موجود مي باشد».
    تصویر اعصاب واگ (بخش شکمی دستگاه گوارش)

     
    «الشحم»: يعني پيه كه در اطراف معده موجود است.
    «العروق»: مراد سياهرگها است.
    «الشرائين»: مراد سرخرگ ها است كه عكس آن در صفحه 324 و 351 مراجعه كنيد.
    تصویر سرخرگ
    تصویر سرخرگ‌ها در دستگاه گوارش
    و هي سته بالعدد: الاثني عشري و الصائم و الدقاق و الاعور و القولون و المستقيم و هو متصل بالدبر
    ترجمه: روده بر شش بخش است:‌ دوازده يا اثني عشر صائم (روزه دار)، دقاق (باريك)، اعور، قولون و مستقيم كه به مقعد ختم شده است.

    اثني عشري: به اين روده، اثني عشري مي گويند چون طول آن به اندازه 12 انگشت است كه كنار يكديگر گذاشته شود. عكس آن در جلد 1 آناتومي گري صفحه 323 است.
    تصویر روده اثنی عشری

     
    «صائم» و «الدقاق»: روده كوچك به دو بخش تقسيم مي شود كه يك بخش آن را صائم و بخش ديگر را دقاق مي گويند كه در صفحه 325 آناتومي گري است.
     تصویر روده کوچک


    «اعور و قولون و مستقيم»: براي روده بزرگ است كه عكس آن در صفحه 329 آناتومي گري است. علت اينكه به اين روده قولون مي گويند چون بيماري قولنج در اين بخش است.
    تصویر روده بزرگ
    و منفعتها دفع ثُفل الطعام
    ترجمه: وظيفه روده ها دفع فضولات غذاست.