• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1527
  • شنبه 1391/1/26
  • تاريخ :

علما ازنگاه امام ومقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری
اگر زحمات حوزه‎های علمی از آغاز تا امروز نبود، یقیناً از دین و حقایق دینی چیزی باقی نمی‎ماند و بقاء دین مدیون تلاش علمی حوزه‎هاست.

علما ازنگاه امام ومقام معظم رهبری

 

روحانیّت نهادی برخاسته از متن اسلام و ادامه دهنده رسالت رسولان الهی در امر هدایت خلق به سوی الله است.

تلاش دقیق و ژرف علمیِ عالمانِ دین در طی اعصار گذشته، غنای فرهنگی تشیّع را بارور ساخته و زهد و پارسائی و قناعت آنان الگوهای عملی فضیلت را در اذهان و دیدگان ترسیم نموده و جهاد ایشان با ستمگران، مستبدان و استعمارگران «حوزه» را در جبین مبارزات اجتماعی، سیاسی قرار داده است.

 

همدلی و همراهی آنان با مردم روحانیت را سنگ صبور درد و رنج مردم نموده و آنان را به رفیق عسرت و راحت ایشان تبدیل كرده است.

 

در این گفتار كوتاه، برای آشنائی بیشتر با نهاد روحانیت، جستارهائی از كلام رهبر معظّم انقلاب حضرت آیه الله العظمی خامنه‎ای (حفظه الله تعالی) را نقل می‎كنیم.

 

 

ـ آن كس كه می‎گوید، اسلام منهای روحانیت، او اسلام را نمی‎خواهد؛ او چیزی را می‎خواهد كه تلفیقی از افكار سلایق و عقائد شخصی خودش، با پشتوانه‎ای از كتاب و سنّت باشد.[1]

 

ـ اگر كسی خیال كند كه به غیر از جامعه علمی روحانیت تشیّع، كسی خواهد توانست قرآن و اسلام را عَلَم كند و تبیین و تفهیم نماید در دنیا، ایمان و اعتقاد در دلها به وجود بیاورد،... تصور غلط و اشتباهی است.[2]

 

ـ بیش از هزار سال است كه جامعه‎ی علمی شیعه و روحانیت شیعه به‎طور رسمی در دنیای اسلام مشغول كار است، یعنی از دوران آغاز فقاهت تا امروز ـ حدود یازده قرن ـ علما و فقهای ما و شاگردان آنها و مبلّغان دین ـ در مراتب و درجات مختلف ـ تلاش و كار كردند و زحمت كشیدند و محصول زحمت آنها، هزاران هزاران جلد كتاب و مطلب و فقه و تفسیر و حدیث و معارف و فلسفه است كه در اختیار ما می‎باشد.

 

 نتیجه مهمتر كار آنها، میلیونها مسلمان معتقد به اهل بیت و مكتب آنهاست كه در طول این سنین متمادیه بوده‎اند و زندگی و كار و تلاش كرده‎اند‎ و عبادت خدا نموده‎اند و رفته اند. امروز ما قطعه‎ای دیگر از همین نوار تاریخی هستیم.[3]

 

ـ این حوزه‎ها در طول زمان اولاً توانستند دین را حفظ و تبیین كنند.

 

 اگر زحمات حوزه‎های علمی از آغاز تا امروز نبود، یقیناً از دین و حقایق دینی چیزی باقی نمی‎ماند و بقاء دین مدیون تلاش علمی حوزه‎هاست.

 

ثانیاً؛ اگر توانستند روحیه دینی مردم را تقویت كنند، از این حوزه‎ها بوده است كه علماء و مبلغّین برخاستند و در میان مردم دین را تبلیغ كردند و روحیه دینی را در بین مردم تقویت كردند و همچنین توانستند فكر جامعه را هدایت كنند.[4]

 

ـ در كشور و تاریخ ما، هر نهضت و حركت و تحوّل و نقطه‎ی عطف تاریخی كه روحانیت در آن حضور داشت به همان اندازه كه حركت ادامه داشته به پیروزی قطعی نایل شده است و هر جائی كه روحانیت نبوده است و پیش روی منادیان دین و معلمان قرآن، برای مردم حاصل نشده و نتوانستند ایمان این قشر را به آن كار جلب كنند، آن كار ناكام مانده است.

 

 بنابراین در حدوث یك حركت، اگرروحانیون بودند، آن حركت پیشرفت كردند و به جایی رسید. اگر در بقای آن حركت روحانیون ماندند، به همان اندازه كه ماندند، به جائی رسید. وقتی كه روحانیت از آن حركت جدا شد، آن حركت هم مثل چراغی كه خاموش بشود، به تدریج خاموش شد.[5]

 

ـ نقش روحانیون در این انقلاب، چیز غیر قابل انكاری است. هیچ‎كس هم تاكنون، این نقش را انكار نكرده است.[6]

 

ـ آنچه به‎طور كلی می‎شود گفت و بدان مطمئن بود این است كه روحانیون به صورت قشر واحد، شامل بخشها، قشرها و قسمتها و طبقات مختلف، به‎طور طبیعی طرفدار این انقلابند و این انقلاب را از خود می‎دانند و لذا در خدمت این انقلاب قرار می‎گیرند.[7]

 

ـ حوزه‎ی علمیه، باید در صف اوّلِ حركت عظیم جامعه قرار داشته باشد. همان‎طور كه شما ملاحظه كرده‎اید، مراجع بزرگ ما، چه در زمان امام (رضوان الله تعالی علیه) و چه بعد از زمان امام تا امروز مثل مرحوم آیه الله العظمی گلپایگانی مرحوم آیه الله العظمی نجفی و امروز هم آیه العظمی اراكی (حفظه الله و ادام الله بقائه‎الشریف و رحمهم الله) در صف اوّل قرار داشتند. هر حادثه مهمی در جامعه بود اینها مقدّم بر دیگران بودند.[8]

 

ـ در تشیّع روحانیّت با مردم مرتبط و پیوسته است.[9]

 

ـ اتصال به توده‎ی مردم، نقاط مثبت روحانیت ماست. مردمی بودن و درد آنها را احساس كردن و برای آنها دل‎سوزاندن و كار كردن و به دشمنانشان نزدیك نشدن، خصوصیتی است كه هیچ فرقه‎ای از فرق روحانی در عالم، آن را نداشته است و الان هم ندارد.

 

 اگر این خصوصیت نبود، اطمینان مردم به روحانیت جلب نمی‎شد كه به خیابانها بیایند و آن‎طور جان خود را در راه آرمانهای این انقلاب در معرض خطر قرار بدهند.[10]

 

ـ كسی كه تاریخ را دیده است ، می‎بیند كه روحانیون هم همیشه در هر عصری، آنكه قیام كرده بر ضد طاغوت روحانیون بودند. در زمان مشروطه روحانیون قیام كردند.

 

 زمان تحریم تنباكو روحانیون قیام كردند، در این زمان هم كه شما مشاهده می‎كنید كه قشر روحانی قیام كرد و هم خون داد، هم حبس رفت هم زجر كشید هم تبعید كشید هم این كارها را كشید هم قیام كرد.[11] (27/11/57).

 

ـ من از آقایان علماء و افاضل باید تشكر كنم، پیروزی ملت اولاً مرهون اقدامات علما و سایر طبقات ثانیاً بوده است.[12] (14/11/57).

 

ـ صدها سال است كه روحانیت اسلام تكیه‎گاه محرومان بوده است همیشه مستضعفان از كوثر زلال معرفت فقهای بزرگوار سیراب شده‎اند.

 

 از مجاهدات علمی و فرهنگی آنان كه به حق از جهاتی افضل از دماء شهیدان است كه بگذریم، آنان در هر عصری از اعصار برای دفاع از مقدسات دینی و میهنی خود مرارت‎ها و تلخی‎ها متحمل شده‎اند...[13] (3/12/67).

 

ـ من از همه اقشار ملت متواضعانه تشكر می‎كنم. من در خدمت شما هستم. روحانیّت در خدمت اسلام و در خدمت ملت است.[14] (1/2/58).

 

ـ جای بسی سپاس و امتنان است كه ملت رشید و دلاور ایران قدر خادمان واقعی خود را می‎شناسد و فلسفه عشق و ارادت خود را به این نهاد مقدس در یك كلمه خلاصه می‎كند.

 

علماء و روحانیون متعهد اسلام هرگز به آرمان و اصالت و عقیده و هدف اسلامی ملت خیانت نكرده و نمی‎كنند.[15] (29/4/67).

 

ـ روحانیّت متعهد به خون سرمایه‎داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سر آشتی نداشته و نخواهد داشت. آنها با زهد و تقوا و ریاضت درس خوانده‎اند و پس از كسب مقامات علمی و معنوی نیز به همان شیوه زاهدانه و با فقر و تهیدستی و عدم تعلق به تجملات دنیا زندگی كرده‎اند و هرگز زیر بار منت و ذلت نرفته‎اند.[16] (3/12/67).

 

ـ در ترویج روحانیّت و فقاهت نه زور سرنیزه بوده است، نه سرمایه پول پرستان و ثروتمندان بلكه هنر و صداقت و تعهد خود آنان بوده است كه مردم آنان را برگزیده‎اند...

 

به هر حال خصوصیات بزرگی چون قناعت و شجاعت و صبر و زهد و طلب علم و عدم وابستگی به قدرت‎ها و مهمتر از همه احساس مسئولیت در برابر توده‎ها، روحانیّت را زنده و پایدار و محبوب ساخته است و چه عزتی بالاتر از این كه روحانیّت با كمی امكانات، تفكر اسلام ناب را بر سرزمین افكار و اندیشه مسلمانان جاری ساخته است و نهال مقدس فقاهت در گلستان حیات و معنویت هزاران محقق به شكوفه نشسته است.[17] (3/12/67).

 

ـ اقایان علمای اعلام مسئولیتشان زیاد است چنانچه شغلشان از همه شغلها شریف‎تر است. شغل، شغل انبیا است و مسئولیت، مسئولیت انبیاء، و همه و همه مسئول هستیم.[18] (12/4/58).

 

ـ حفظ این حوزه‎ها، حوزه‎های فقاهت، حفظ این حوزه‎های علمی به همان معنایی كه سابق بود باید بماند. جدیت بكنید در اینكه تحصیل كنید و محصل زیاد بكنید، ملا زیاد كنید، خیال نكنید كه حالا ما دیگر احتیاجی نداریم، ما تا آخر احتیاج به علماء داریم. اسلام تا آخر احتیاج دارد به این علماء، اگر نباشند اسلام از بین می‎رود.[19] (4/11/60).

 

ـ لازم است درس بخوانید فقیه شوید، جدیت در فقاهت كنید نگذارید این حوزه‎ها از فقاهت بیفتد، تا فقیه نشوید نمی‎توانید به اسلام خدمت كنید.[20]


پی نوشت ها :

[1] . 8/1/61 ـ سخنرانی در جمع روحانیون عراقی مقیم قم.

[2] . 5/8/69 سخنرانی در جمع روحانیون آزاده.

[3] . سخنرانی در جمع علماء چهار محال و بختیاری ـ 15/7/71.

[4] . ‎آغاز درس خارج فقه ـ مهر 1370.

[5] . در جمع طلاب در مدرسه فیضیه، 11/9/66.

[6] . دیدار با روحانیت مازندران، 17/2/63.

[7] . در دیدار با روحانیت غرب تهران ـ 6/2/61.

[8] . آغاز درس خارج فقه ـ 21/6/73.

[9] . در جمع طلاب مدرسه فیضیه ـ 11/9/66.

[10] . دیدار با طلاب عازم به جبهه ـ 26/8/66.

[11] . صحیفه نور، ج 5، ص 84، تبیان دفتر دهم، ص 92.

[12] . صحیفه نور، ج 5، ص 19، تبیان دفتر دهم، ص 92.

[13] . صحیفه نور، ج 21، ص 89.

[14] . صحیفه نور، ج 6، ص 53، تبیان دفتر دهم، ص 86.

[15] . صحیفه نور، ج 20، ص 242، تبیان دفتر دهم، ص 87.

[16] . صحیفه نور، ج 21، ص 90.

[17] . صحیفه نور، ج 21، ص 90.

[18] . صحیفه نور، ج 7، ص 182، تبیان دفتر دهم، ص 67.

[19] . صحیفه نور، ج 16، ص 27، تبیان دفتر دهم، ص 540.

[20] . ولایت فقیه، ص 137، تبیان دفتر دهم، ص 538.

 

تهیه و فرآوری : جواد دلاوری ، گروه حوزه علمیه تبیان

علما در کلام امام خميني   (ره)

علما در کلام امام خميني (ره)

اگر طلبه‎اي منصب امامت جمعه و ارشاد مردم يا قضاوت در امور مسلمين را خالي بييند و قدرت اداره هم در او باشد و فقط به بهانه درس و بحث مسئوليت نپذيرد و يا دلش را فقط به هواي اجتهاد و درس خوش كند، در پيشگاه خداوند بزرگ يقيناً مؤاخذه مي‎شود و هرگز عذر او موجه ن
UserName