• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1755
  • دوشنبه 1389/11/25
  • تاريخ :

ویژگیهای درس اخلاق و آداب شاگردی آن - قسمت 1 

تربیت یافتگان محضر استاد

روشن است که محدودیتهای نوشتاری ، نمی گذارد تمامی ما فی الضمیر استاد و راهنمای اخلاق بیان شده و مبحث او پخته گردد. نشستها و آموزشهای گفتاری ، لازم است ، تااستاد و شاگرد رو در روی یکدیگر قرار گرفته و با فرصت و آسانی ، مقصود خود را بیان دارند.اینجاست که درسهای گفتاری اخلاق ، ضرورت یافته و سخن از ویژگیهای درس اخلاق و آداب شاگردی آن مطرح می شود.ازاین روی ، در پرتو معارف اسلامی و بهره مندی از تجربه پاکان راه طی کرده ، به تبیین برخی از آنها پرداخته و بقدر توان در بررسی آن می کوشیم . باشد که این برترین امتیاز حوزه های علمیه (تهذیب اخلاق و نظام تحصیلی ) هر چه باشکوهتر و شایسته تر، رسالت [خودسازی] را به انجام رساند و مدخل پرواز ملکوتی را به روی سالکان حقیقت و معنویت بگشاید.

 

ویژگیهای درس اخلاق

1. گرانباری

درس اخلاق بایداز مطلب و آموزش ، سرشار باشد، یعنی ، عصاره ساعتها کوشش و تحقیق استادی توان، در برابر فرصتی که شاگرد سپری می شود عرضه گردد.

 

آبشاری باشد که جانها را طهارت و طراوت بخشد و دل را در چشمه سار حکمتش سیراب کند. چونان صحیفه لقمانی ، حیات بقلبها دهد و آیینه وار سیمای انسانیت را در پیام آسمانی تصویر کند.ازارشاد و آموزش ، تشویق و توبیخ ، برهان و بصیرت ، سنت و سیاست ، حکمت و حکومت ، تهدید و ترغیب ، معاش و معاد، عقیده و جهاد، دین و دانش ،انذار و بشارت ، آکنده باشد. کشتی نجات از کام امواج[ فتنه ها]، آیینه شناخت[ خود] و آهنگ معرفت[ خدا] گردد. از بصر به بصیرت ازابهام به یقین آورد.

 

این باور ناصواب را که: [درس و پنداخلاقی تذکری صرف و گفتاری چند با آهنگ مخصوص است و نیاز به تحقیق ندارد]، باید به بایگانی نسیان سپرد، چرا که آموزش اخلاقی اگراز تحقیق واستواری شایسته بهره مند نبوده و توانایی اشباع هرگونه اندیشه ای را نداشته باشد، چگونه می تواند به تاثیرگذاری و داعیه سازی دست یابد؟

 

اگر توان زدایش هرگونه شبهه ر، پیرامون مبحث خود، نداشته و با مسامحه و بدون وسواسیت تحقیقی از کنار مسائل تربیتی بگذرد، کجا می تواندادامه پیام رسالت باشد، پیامی که شیوه تربیتی وابلاغش بر برهان واستدلال قانع کننده استواراست .

 

لقدارسلنا رسلنا وانزلنا معهم الکتاب والمیزان... 1

ما فرستادگان خویش را با نشانیهای روشن و پیغامهای راست و رسا فرستادیم و باایشان کتاب و تراز و نازل کردیم .

در جای دیگر، خط و مشی پند دهی پیامبر[ص] را چنین ترسیم می کند.

 

فاعرض عنهم وعظهم و قل لهم فی انفسهم قولا بلیغا. 2

ازایشان رو گردادن و آنان را پند واندرز ده و با آنها سخن بگو، رسا و بااثر که در دلشان ژرف آید و کارگر شود.

 

و نیز می فرماید:

ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن... 3

با حکمت واندرز نیکو به راه پروردگارت بخوان و با آنان با بهترین وجهی استدلال و مناظره کن.

 

رهنمودهایی که قرآن ، در شیوه ابلاغ وارشاد می دهد، همگی براستواری ، رسایی و روشنی پیام تکیه دارد. چنانکه کلماتی مانند: حکمت ، بلاغ مبین ، بینات ، نصیحت ، موعظه حسنه (جادلهم بالتی هی احسن ) و ... نشانگراین خط و مشی است .

 

بنابراین ، همانگونه که درسهای دیگر حوزه ، مانند: منطق واصول ، با این که سالهااندیشه وران به تحقیق و تحلیل آن پرداخته و در تبیین مباحث آنها کوشیده اند، اکنون با دقت و پژوهش دنبال می شود، شایسته است که مسائل اخلاقی اسلام ، با همه پیچیدگی و اهمیتی که دارند و سوکمندانه تاکنون پژوهش بایسته ای پیرامون مباحث آنهاانجام نگرفته است ، بطور وضوح تحقیق شده و عرضه گردد.

 

امید که توانایانی ، کمر همت بسته و گامهای نخستین را دراین راستا بر دارند، حد و مرز هر یک از بحثهای اخلاقی را به روشنی بیان داشته و جایگاه آنها را در منابع اصلی معارف اسلامی نشان دهند.استادانی که بر کرسی درسهای اخلاق در حوزه می نشینند نیز، با حوصله واهمیت ، بحثهای گرانمایه را عرضه کنند و مددیاراین تحقیق و تبیین شایسته اخلاق اسلامی گردند.

 

2. مراعات استعداد و توان دریافتی شاگرد

مطلب اخلاقی نباید روح شنونده را خسته کند واز توان و کشش او بیگانه یا برتر باشد. آن که اندیشه اش راادراک بدیهیات می لنگد، کی تحمل افکار بلند معنوی و روحی را دارد؟ تا کسی روحش به مرتبه شایسته از شناخت ، تعبد و دریافت حقایق نرسیده است ، عرضه مسائل سنگین و دشوار، براو خطاست ، زیرا باعث انحراف وی می گردد.

 

هر یک از صفات اخلاقی دارای مراتب و مراحلی است . مراتب بالا مدخل برخی از مسائل عرفانی است . ضمن رعایت ترتیب در بررسی این صفات ، گنجایش و سطح فهم شاگرد نیز، باید مراعات گردد.

 

امام سجاد(علیه السلام) می فرماید:

حدثوالناس بما یعرفون و لاتحملوهم مالا یطیقون فتغرونهم بنا.4

آنچه مردم توان فهمش را دارند به ایشان بگویید و چیزی که تحمل آن ندارند براندیشه ایشان بار نکنید، که دراینصورت آنان را به وسیله ما مغرور و فریفته خواهید ساخت .

 

در ره عشق نشد کسی به یقین محرم راز
هر کسی بر حسب فهم ، گمانی دارد
با خرابات نشینان زکرامات مگوی
هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد 5

 

از طرف دیگر نیز، نباید برای اندیشه های بلند که توان بیشتری جهت فهم و دریافت حقایق و معارف دارند، مطلب تکراری ، پیش پاافتاده و کم سود مطرح کرد، چرا که فرصت و عمرایشان ارزشمندترازاین بهایی است که به چنگ می آورند.

 

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرماید:

انا معاشرالانبیاءامرنا نکلم الناس علی قدر عقولهم. 6

ما گروه پیامبران ماموریم که با مردن به اندازه خردشان سخن بگوییم .

 

درس اخلاق ، باید آنچنان با حال و هوای شنونده مطابق و سازگار باشد، که مانند آب گوارا در گلوی تشنه او نفوذ کند و به روحش طراوات بخشد. نه چنان باشد که بخاطر کم مایگی و سادگی مطلب چیزی دستگیر شاگرد نشده و خاطرش راافسرده کند، و نه چنان دشوار و پیچیده باشد که باعث ابهام و سر درگمی او گردد.ازامام صادق[ ع] بیاموزیم که مطلب را تا جایی ادامه می دهد که در خور گنجایش و فهم شنونده است و آنجا که قدرت درک دراو نمی یابد، زبان بکام می گیرد و سکوت می کند.

 

سفیان می گوید:ازامام صادق(علیه السلام) پرسیدم :

بین لی امرالواح والقلم والمداد فضل بیان و علمنی مماعلمک الله ،

فقال یاابن سعید لولاانت اهل للجواب مااجبتک.

پس از بیان مطالبی فرمود:

قم یا سفیان فلاامن علیک. 7

 

امامان معصوم(علیهم السلام) در بیان هرگونه موضوعی ،اعم ازاخلاقی یااعتقادی ، سطح فهم شنونده را در نظر گرفته و بقدر آمادگی او سخن می گفتند. چنانکه امام علی(علیه السلام) نیز هنگامی که کمیل برای فرا گرفتن دعای حضرت خضر، دعای کمیل ، به خدمت حضرتش رسید، می فرماید:

[ ای کمیل طول صحبت و خدمت تو موجب شد که ترا بچنین نعمتی و کرامتی سرافراز گردانم] 8 .

 

بنابراین همان گونه که امامان(علیهم السلام) واقع بینانه ، گنجایش روحی و فکری شنونده را در نظر گرفته و سخن را بدینسان بر می گزیدند،استادان اخلاق نیز باید نخست نیاز و توان شاگرد را دریافته و به مقتضای حال او پند دهند و بحث را مطرح سازند.

 

3. تنوع و شاداب

از آن روی که رسالت دراخلاق[ جذبه و تاثیرگذاری] است بایداز یک نواختی و ملال آوری بدور باشد و خاطر شاگرد را خسته نکند.

لحظات درس ، آنچنان جذاب و خوش خاطره بگذرد که تا فرصت دیگر شاگرد را در فضای معنوی خود نگاه دارد. همواره در یاد وی بماند و در برخوردها و حالات گوناگون ، چونان خاطره ای راه گش، یادآوری شود. درسی که افسردگی آورد و شاگرد پایان آن راانتظار کشد، یقینا موثر نخواهد بود، در یاد نمی ماند و روزنه ای نمی گشاید.از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله)روایت شده است که فرمود:

ان موسی(علیه السلام) لقی الخضر(علیه السلام) فقال :اوصنی ، فقال الخضر، یا طالب العلم ان القائل اقل ملاله من المستمع فلاتمل جلسائک اذااحدثتهم... 9

موسی(علیه السلام) با خضر(علیه السلام) برخورد کرد و به وی گفت : مرا نصیحت و سفارش فرما. خضر گفت :ای دانش طلب ، باید بدانی که گوینده کمتراز شنونده ، دچار ملال خاطر و خستگی روحی می گردد، بنابراین ، آنگاه که با همنشینانت سخن می گویی ، نشستهای خود را خسته کننده و ملال آور نساز.

 

اگر معانی بلند و عمیق تربیتی ، با تعابیر زیبا و خوش آهنگ مطرح شود، ضرب المثلهای بج، حکایات متناسب ، آیات واحادیث بموقع ، تحلیل و توجیه شایسته و دیگر صنایع لفظی و معنوی بکار گرفته شود، بهتر بر جانها می نشیند و در یادها می ماند. شاگرد را نیز تا پایان درس با نشاط، همراه خود می کشد.

 

امیرالمومنین(علیه السلام) می فرماید:

ان هذه القلوب تمل کما تمل الابدان ، فابتغوا لها طرائف الحکم. 10

روح بمانند بدن خسته می گردد، پس برای زدودن ملالت روح ، در پی حکمتهای طرفه و نو برآیید.

 

دانشهای تازه و شگفت آور که به دل لذت و خوشی دهد، تعبیرها و نکته های نشاط برانگیزی که شاگرد را زنده و گرم کند بکار گیرند.

 

درباره نشستهای آموزشی ازابن عباس نقل شده است که هرگاه از بحثهای علمی و یک نواخت خسته می شدند می گفتند: [حمضونا حمضونا] سپس دراخبار واشعار و مطالب گوناگون غوطه ور می شدند 11 . نیز نقل شده است که شاگردان شیخ بهایی ، روزهای تعطیل بیش از روزهای درس از وی بهره مند می شدند، زیرا شیخ بهایی روزهای تعطیل ازانواع دانشه، اخبار شنیدنی و تحفه ،اشعار برگزیده و حکایات جذاب سخن می گفت . با این تنوع و شادابی ، که در شیوه آموزشی خود پدید می آورد، زمینه بهره وری از دانشهای جدید، نشاط و شکوفایی را برای روزهای درسی و فراگیری علم ، فراهم می آورد. 12 .

 

بنابراین ، درس اخلاق باید سرشاراز مطالب گوناگون و تازه باشد، تا شادابی و جذبه ، در تمام لحظات درس سایه افکن شده و نبض شاگرد به آهنگ درس بزند.

 

4. تاثیرگذاری

درسی که داعیه تربیت وارشاد دارد، کمترین انتظاری که از آن می رود، تاثیر گذاری است ، یعنی ، باید به گونه ای باشد که شنونده را به فضای پیام خود بکشد و در تیررس خطابش قرار دهد و بسان وجدان با او سخن بگوید. زبان حالی باشد که موجب انقباض وانبساط وی شود و احساس او را برانگیزاند. شورانگیزی و داعیه سازی رسالت اصلی درس اخلاق است ، یعنی ، خواه ناخواه باید شنونده را متاثر سازد و شوق به نیکی را دراو برانگیزد.

 

امام علی(علیه السلام) می فرماید:

انفع المواعظ ماردع. 13

سودمندترین پنده، آن است که در مخاطب نفوذ کند و آتش عشق به رستگاری و درستکاری را در وی برافروزاند.

 

زمزمه گفتاراخلاق باید لطیف ترین ترجمان احساسات درونی شنونده باشد. دلهای سخت را نرم کند و عواطف انسانی را برانگیزاند. آنچنان رسا و بااثر باشد که در دلها ژرف آید و کارگر شود.امام علی[ ع] می فرماید:

المواعظ صقال النفوس و جلاءالقلوب. 14

پنده، صیقل جانها و شکوفا کننده دلهاست .

 

ارشادهای اخلاقی ، در حقیقت برگردان و تبیین دیگری از کلام خداوندی است . همانگونه که آیات قرآنی ، در شنونده تاثیر می گذارد، مطالب اخلاقی نیز باید چنین باشد. قرآن در آیات گوناگون بر ویژگی تاثیرگذاری خود تکیه می کند و آن رااعلان می دارد:

واذا تلیت علیهم آیاته ایمانا و علی ربهم یتوکلون. 15

و چون آیات قرآن را برایشان بخوانند، برایمانشان افزوده شود و به خدای خویش توکل کنند.

 

لوانزلنا هذاالقرآن علی جبل الرایته خاشعا متصدعا من خشیه الله... 16

اگراین قرآن را بر کوه نازل می کردیم ، مشاهده می کردی که کوه از ترس خدا خاشع و ذلیل و متلاشی می گشت .

 

واذا سمعوا ماانزل الی الرسول تری اعینهم تفیض من الدمع مما عرفوا من الحق یقولون ربناامنا فاکتبنا مع الشاهدین. 17

هنگامی که ( اصحاب نجاشی ) آیات نازل شده بر پیامبر[ص] را شنیدند، بسبب آنچه از حق شناختند، اشک از چشمانشان روان شد و گفتند: پروردگارا ما گرویدیم ، پس ما را در شمار گواهان خویش بنویس .

 

مردم با شنیدن آیات ، به سجده ، می افتادند، تسبیح و تقدیس خدا می کردند، گریه کنان بر زمین چهره می سائیدند واز خشوع و نرم دلی سرشار می شدند. بنابراین ، پیام اخلاقی نیز، باید چونان سرچشمه خود(قرآن ) دارای چنین تاثیر و قدرتی باشد، که حال شنونده پس از شنیدن ، غیراز حال او پیش از شنیدن باشد.

 

در تاریخ حوزه های علمیه نیز، درسهایی منشا برکت بوده واز خود نام و آوازه ای بجای گذاشته اند که از ویژگی تاثیرگذاری برخوردار بوده اند.

 

مرحوم مطهری ،از صاحب دلی چنین یاد می کند:

[... درک محضراو را میرزا علی آقای شیرازی همواره یکی از ذخایر گرانبهای عمرم ، که حاضر نیستم با هیچ چیز معاوضه کنم ، می شمارم و شب و روزی نیست که خاطره اش در نظرم مجسم نگردد...او بحقیقت یک عالم ربانی بود... سخن دل رااز صاحب دلی شنیدن ، تاثیر و جاذبه و کشش دیگری دارد... مواعظ واندرزهایش از جان برون می آمد لاجرم بر دل می نشست]... 18 .

 

و نیزاز درس اخلاق امام خمینی و تاثیرگذاری آن چنین می نویسد:

درس اخلاقی که به وسیله شخصیت محبوبم در هر پنجشنبه و جمعه گفته می شد، و در حقیقت در معارف و سیر و سلوک بود نه اخلاق به مفهوم خشک علمی ، مرا سرمست می کرد. بدون هیچ اغراق و مبالغه ای این درس ، مرا آنچنان به وجد می آورد که تا دوشنبه و سه شنبه هفته بعد، خودم را شدیدا تحت تاثیر آن می یافتم . بخش مهمی از شخصیت فکری و روحی من ، در آن درس و سپس در درسهای دیگری که در طی دوازده سال از آن استادالهی فرا گرفتم ،انعقاد یافت . 19

 

مرحوم آقا نجفی راجع به درس مرحوم ملامحمد کاشی ، می نویسد:

[به قدر یک ربع ساعت موعظه و نصیحت می نمود که خیلی موثر واقع می شد، به طوری که مصمم می شدیم بالکلیه ،از دنیا و مافیها صرف نظر کرده ، متوجه آخرت گردیم] 20 .

 

5. پرهیزازالقایخرافات واوهام

اکنون که پس ازانقلاب ، بازار عرفان گرایی و کرامت سازی رواج یافته است و هر کس به نام طریقت و معنویت پخت و پزی دارد، رسالت درسهای اخلاقی بسیار حساس شده است ، زیرا بایداز یک سواخلاق و معنویات ناب اسلامی را مطرح کند، واز دیگر سوی پیرایه ها واوهامات رااز پیکر آن بزداید. دراین آشفته بازار، حکایات شگفت ، کرامات معجزه وار و مدعیان ره طی کرده ، درس واقع بینانه ، درسی است که کویرهای جان رااز سرچشمه های وحی شاداب کند و راه درست و روشن را به وضوح پیش پای ساکنان بنهد. درس واقع بینانه نه تنها به رشد و زمینه سازی برای خرافات دمن نمی زند، بله با مهارت و دقت ، مرز حقیقت و خرافه را مشخص می سازد.از آن جهت که مسائل روحی انسان و گفتگو درباره جان و روان آدمی ، بسیار پیچیده و دشواراست ، آموزش اخلاقی واقع بینانه اطراف هر مبحثی را روشن ساخته واز هرگونه ابهام و مسامحه ای ، که ممکن است نتیجه معکوسی به بار آورد، دوری می گزیند.

 

پاورقی ها:

1. سوره حدید، آیه 25.

2. سوره نساء، آیه 63.

3. سوره نحل ، آیه 125.

4. الیحاه ، ج 1.151.

5. دیوان حافظ، غزل 121.

6. تحف العقول ، 36، ترجمه فارسی .

7. تفسیر صافی ، ج 5.207.

8. انیس الیل در شرح دعاء کمیل ، .15.

9. منیه المرید، .45، چاپ انتشارات اسلامی .

10. نهج البلاغه ، فیض الاسلام ، حکمت 89.

11. روضات الجنات ، ج 7.68.

12. همان مدرک .

13. نهج البلاغه ، حکمت 388.

14. غررالحکم ، ج 1.357.

15. سوره انفال ، آیه 12.

16. سوره حشر، آیه 21.

17. سوره مائده ، آیه 3.

18. سیری در نهج البلاغه .52.

19. سیمای فرزانگان ، ج 3.51.

20. سیاست شرق ، 188.


منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه نت

تنظیم: گروه حوزه علمیه تبیان

آداب شاگردی دروس اخلاق 2

آداب شاگردی دروس اخلاق 2

آداب شاگردی دروس اخلاق 2
آداب شاگردی دروس اخلاق 3

آداب شاگردی دروس اخلاق 3

آداب شاگردی دروس اخلاق 3
نامه عالم ربانى مجتبى قزوينى خراسانى

نامه عالم ربانى مجتبى قزوينى خراسانى

نامه عالم ربانى مجتبى قزوينى خراسانى
راهی برای رسیدن به حقیقت ایمان

راهی برای رسیدن به حقیقت ایمان

راهی برای رسیدن به حقیقت ایمان
UserName