• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1136
  • يکشنبه 1388/7/12
  • تاريخ :

عوام و خواص روحانیت
ملاصدرا

عوام و خواص روحانیت از دیدگاه ملاصدرا و مطهری

آنهایی که قسمت اول را نخوانده اند اینجا کلیک کنند

صدرالمتألهين شيرازي در رساله سه اصل ، مبادي شرور و عوامل ماندن در عوامي و موانع ورود به جرگه خواص را در سه اصل بيان مي‌دارد كه عبارتند از:

1. جهل آدمي به معرفت نفس و حقيقت آدمي؛

2. حب جاه و مال و ميل شهوات و لذات و ساير تمتیعات؛

3. تسويلات نفس اماره و تدليسات شيطان مكار كه بد را نيك و نيك را بد جلوه مي‌نمايد.

از اين رو ايشان در ادامه مباحث خود، به اهميت و ضرورت علمي مي‌پردازد كه انسان بواسطه آن حقيقت خويش را بشناسد و راه خروج از صفات نفساني را دريابد و حق را از باطل تشخيص دهد كه بتوسط آن علم به سيادت حقيقي و خردمندي معنوي نائل گشت. او اين علم را منحصر در معرفت بطون قرآن و حديث مي‌كند.

 

عوام و خواص روحانيت از منظر شهيد مطهري

يكي از دغدغه‌هاي مهم و اساسي استاد شهيد مطهري، مسئله اصلاح روحانيت و تشكيلات مربوطه بوده است به همين جهت در آثاري چند به اين مهم پرداخته است. يكي از موضوعات مورد بحث استاد در اين باره مسئله عوام و خواص روحانيت است كه در لابلاي آثار ايشان مطالب ويژه‌اي يافت مي‌شود.

از ديدگاه استاد مطهري عوام روحانيت داراي اين ويژگي‌ها هستند:

1. تقليد كوركورانه و تعصب‌هاي نابجا نسبت به گذشته؛

2. جمود، تحجر و ظاهرگرايي؛

3. ژست‌هاي عوام‌فريبانه؛

4. توجه به پست‌ها و مقامات دنيوي و بيتوته در بيوت بزرگان كردن؛

5. گزافه‌گويي و مداحي‌هاي متملاقانه، و از سوي ديگر لكه دارد كردن و لجن مال كردن به اسم انتقاد؛

6به جاي خدمت، راه بهره كشي و در خدمت گرفتن احساسات ديني را انتخاب مي‌كنند، دنبال پست مي‌روند، مسجد يا مسندي بر مي‌گزينند و احياناً براي مرجعيت.

7براساس شكل و ظاهر قضاوت مي‌كنند. از نظر عوام، سكوت از سخن، سكون از تحرك، مرده‌وشي از زنده‌صفتي پر جلالتر است.

ايشان مي‌گويد:

«اگر بخواهيد بفهميد جمود با دنياي اسلام چه كرده است، همين موضوع راا در نظر بگيريد كه علي ابن ابيطالب را چي كشت؟ يك وقت مي‌گوئيم علي را كي كشت و يك وقت مي‌گوئيم چي كشت؟ اگر بگوئيم علي را كي كشت؟ البته عبدالرحمن بن ملجم، و اگر بگوئيم علي را چي كشت، بايد بگوئيم جمود و خشك مغزي و خشكه مقدسي. همين‌ که كه آمده بودند علي را بكشند از سر شب تا صبح عبادت مي‌كردند. واقعاً خيلي تأثر آور است . علي به جهالت و ناداني اينها ترحم مي‌كرد.»

در مقابل خواص از منظر وي كساني هستند كه:

1با تفكر و تعقل آزاد بدون جمود و ظاهرگرايي با پديده‌ها مواجه مي‌شوند.

2تفقه در دين و اجتهاد مي‌كنند و امور را به دين عرضه مي‌كنند.

3درك صحيحي از مقتضيات و نيازهاي زمان و فهم دقيق و عميقي از امور جديد و نوظهور دارند.

4. به حكم سوز و شور و علاقه‌اي كه به هدف‌هاي اسلامي دارند بدون هيچ چشم داشتي خدمت مي‌كنند.

5. فاصله‌هاي عوام فريبانه و وهمي اطراف خود را بر مي‌دارند.

استاد مطهري در مقاله‌ «مشكل اساسي سازمان روحانيت» با رويكرد سازماني و اجتماعي يكي از مشكلات اساسي روحانيت را در عوام زدگي دانسته و معتقدند:

«آفتي كه جامعه روحانيت ما را فلج كرده و از پا درآورده است عوام زدگياست، عوام زدگي از سيل زدگي، زلزله زدگي، مار و عقرب زدگي بالاتر است.»

ويژگي‌هاي روحانيون عوام زده از منظر استاد شهيد عبارتند از:

1روحانيون عوام زده پيشرو نيستند و نمي‌توانند هادي قافله باشند بلكه در عقب قافله حركت مي‌كنند.

2به دنبال مسائل سطحي و غير اصولي مي‌روند.

3سكوت را بر منطق و تحرّك و نفي را بر اثبات ترجيح مي‌دهند.

از اين رو عوام زدگي آثار مخرّبي را براي روحانيت به همرا مي‌آورد كه از جمله آنها:

1. ريا و مجامله و تظاهر و كتمان حقايق و آرايش قيافه بي‌حد و حصر شيوع پيدا مي‌كند.

2مريدداري و رقابت در جذب مريدان گسترش مي‌يابد.

3آزادمردان و اصلاح‌طلبان واقعي را دلخون مي‌كند و جلوي اصلاحات و پيشروي‌ها را مي‌گيرد.

4. بر سر راه آزادي فكر و آزادي بيان مانع ايجاد مي‌شود.

5. به نيازهاي روز پاسخ گفته نمي‌شود و انتظارات نسل نو برآورده نخواهد شد.

6. فرصت طلباني كه هيچ اعتقادي به دين و اسلام ندارند وارد عرصه مي‌شوند. و احساسات نو و بلند نسل نو را از روحانيت به سمت خود مي‌كشانند.


نوشته سید مهدی موسوی گروه حوزه علمیه

پی نوشته ها :

1.رساله سه اصل،ملا صدرا

2. اسلام و مقتضيات زمان؛استاد مطهری

 

بهجت عارفان

بهجت عارفان

بهجت عارفان
اختلاف فتوا داریم با خدا!

اختلاف فتوا داریم با خدا!

اختلاف فتوا داریم با خدا!
با اشک هایت حسین (ع) به تو اذن داد

با اشک هایت حسین (ع) به تو اذن داد

با اشک هایت حسین (ع) به تو اذن داد
سفرنامه زابل قسمت هفتم

سفرنامه زابل قسمت هفتم

سفرنامه زابل قسمت هفتم
UserName